کلمات انگلیسی در زبان آلمانی

کلمات انگلیسی در زبان آلمانی

کلمات انگلیسی در آلمانی

تعدادی از کلمات آلمانی از زبان انگلیسی وام گرفته شده و معانی خود را به همان شکل حفظ کرده‌اند. برای مثال:

 Kindergarten (kin-der-gâr-ten)، Angst (ânkst)، kaputt (kâ-pootErsatz  (êr-zats)، Sauerkraut (zou-er-krout)، Zeitgeist (tsayt-gayst)و Wanderlust (vân-der-loost). 


هرچند، تعداد کلمات دخیل آلمانی در مقایسه با کلمات انگلیسی‌ای که وارد این زبان شده‌اند بسیار کم است. گاهی اوقات نیز، ترکیب انگلیسی و آلمانی  نتیجۀ عجیب و غریب زبانی را در پی دارد. برای مثال:

das ist total in/out (dâs ist toh-tahl in/ out (As in English)) معادل انگلیسی: That’s totally in/out .

Sie können den File downloaden (zee kern-en deyn file doun-lohd-en  (As in English)) معادل انگلیسی: You can download the file  کلمات انگلیسی در آلمانی

لیست پیشِرو کلمات آلمانی را شامل می‌شود که از انگلیسی وارد این زبان شده‌اند. توجه داشته باشید که همگی آن‌ها تلفظ انگلیسی خود را حفظ کرده‌اند؛ به‌جز یک استثنا: افعال وام گرفته‌شده “آلمانی شده” هستند، و به این معناست که آن‌ها افعال انگلیسی‌ای همچون kill  یا jog را با پسوند آلمانی –en که مصدر را شکل می‌دهد ترکیب کرده‌اند.
 در نهایت باید بدانید که تعدادی از اصطلاحات انگلیسی معانی متفاوتی در زبان آلمانی دارند. برای مثال، Evergreen  (همیشه بهار)  در آلمانی اشاره دارد به golden oldie (یک اثر هنری قدیمی که همچنان شهرت خود را حفظ کرده است، Handy (سودمند) در آلمانی به‌معنای تلفن همراه، فعل Mobbing  (تجمع کردن) در آلمانی به‌معنای مورد آزار و اذیت قرار دادن، Oldtimer در آلمانی به‌معنای ماشین وینتج (ماشین‌های ساخت 1919-1930) و Wellness-Center  در آلمانی به‌معنای چشمه آبگرم است.

 

Talkin’ the Talk

مکالمۀ پیشِرو را با دقت و لبخند بخوانید. این مکالمه به شما ایدۀ کلی از تعداد کلماتی که وارد زبان آلمانی شده‌اند می دهد. هرچند چنین مکالمه‌ای که تعداد زیادی از این کلمات را دارا باشد به احتمال زیاد مثالش را در جایی نمی‌شنوید. در این سناریو، دو دوست به اسم‌های Claudia  و  Jana همدیگر را در خیابان ملاقات می‌کنند. توجه کنید که چگونه برخی اصطلاحات تفاوت معنایی اندکی در زبان آلمانی دارند. 

Claudia: Hi Jana, wie geht’s? Wie ist der neue Job? Hi [as in English] yâ-nâ, vee geyts? vee ist dêr noy-e job [as in English]? Hi Jana, how are you? How’s the new job?

[سلام جانا، حالت چطوره؟ شغل جدید چطوره؟] 

 

Jana: Super! Heute war meine erste Presentation vor meinem big Boss, und er war total cool. super [as in English]! hoy-te vahr mayn-e êrs-te prezen-tât-see-ohn fohr mayn-êm big boss [as in English], oont êr vahr toh-tahl cool [as in English]. Super! Today was my first presentation in front of my big boss, and he was totally cool.

[.عالیه! امروز اولین ارائه‌ام را جلوی رئیس بزرگم داشتم و اون خوشش اومده بود]

 

Claudia:  Wow! In meinem Office gibt es nur Stress. Mein Boss kann nichts managen. Mein Kollege checkt nichts, und denkt, er ist ein Sonnyboy, und alle anderen spinnen. wow [as in English]! in mayn-êm office [as in English] gipt ês noohr shtrês. mayn boss kân niHts mân-â-gen [g as in English]. mayn kol-ey-ge checkt niHts oont dênkt êr ist ayn sonny boy [as in English], oont âl-e ân-der-en spin-en. Wow! In my office there’s nothing but stress. My boss can’t manage anything. My colleague isn’t “with it,” and thinks he’s a hot shot , and all the others are crazy.

[واو! در محل کار من چیزی جز استرس نیست. رئیس من نمی‌تواند همه چیز را اداره کند، همکارم با من موافق نیست و فکر می‌کند او ادم موفقی است و بقیه دیوانه هستند ]

 

Jana: Ich gehe shoppen. Kommst du mit?  iH gey-e shop-en. Komst dooh mit? I’m going shopping. Do you want to come along?

[من دارم به خرید می‌روم، می‌خوای با من بیای؟]

 

Claudia: Nein, danke. Gestern war ich in einem Outlet und habe ein T-Shirt in pink und eine Jeans im BoyfriendLook gekauft. Ich gehe jetzt joggen. Bye-bye! nayn, dân-ke. gês-têrn vahr iH in ayn-em outlet [as in English] oont hah-be ayn T-shirt [as in English] in pink [as in English] oont ayn-e jeans [as in English] im boyfriend-look [as in English] ge-kouft. iH gey-e yêtst jog-en [jog as in English]. bye-bye [as in English]! No, thanks. Yesterday I went to an outlet and bought a pink T-shirt and a pair of jeans in boyfriend look. I’m going jogging now. Bye!

[ .نه،ممنون. دیروز به بازار رفتم و یک تی-شرت صورتی و یک جفت شلوار لی به سلیقۀ دوست پسرم خریدم. الان به قدم‌زدن می‌روم. خدانگهدار] 

 

Jana:  Schade. Bye-bye! shah-de. bye-bye!  Too bad. Bye

[بد شد. خداحافظ]

 


لینک های مرتبط:

دانلود کتاب German for Dummies ویرایش دوم

اصطلاحات مهم زبان آلمانی

نکات اولیه یادگیری زبان آلمانی

فعل ها در زبان آلمانی

 

 

 

 

 

پست های مرتبط