اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی

در این مقاله 10 تا از اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی را برای شما با جزئیات آموزش می دهیم.

 

Packed like sardines

packed like sardines

وقتیکه یک قوطی کنسرو ماهی ساردین را باز میکیند، به چه فکر میکیند؟ بله، به ماهی هایی که در داخل قوطی چپانده شده اند فکر میکنید. پس این اصطلاح، مکان یا موقعیتی را شرح میدهد که جمعیت زیادی از انسان ها و حیوانات در آن هستند—مثل تالار یک کنسرت یا یک رویداد ورزشی.

“Were you at the football game last night? The stadium was packed like sardines.”

" دیشب تو مسابقه ی فوتبال بودی؟ استادیوم پر از جمعیت بود."

 

Spill the beans

Spill the beans

اگر بطور اتفاقی به کاسه ی لوبیایی بخورید، همه ی آنها به زمین میریزند. راجع به این تصویر فکر کنید،در اینصورت یادتان خواهد آمد که منظور از این اصطلاح این است که بصورت اتفاقی یا بی موقع، اطلاعاتی که باید مخفی نگه داشته میشد را فاش کنید.

“We were planning a surprise birthday party for Joyce this weekend. But this morning, Owen spilled the beans and now it’s no longer a surprise.”

 

"داشتیم برای تولد جویی که آخر هفته ست برنامه ریزی میکردیم که سورپرایز بشه. اما صبح امروز آون همه چیزو لو داد و دیگه سورپرایزی در کار نیست."

 

A bad apple

A bad apple

یک سبد سیب را تصور کنید که یک سیب پوسیده در آن قرار دارد. این تصویر کمکتان میکند که متوجه شوید به کسیکه مشکل ساز و دردسرآفرین است، یا تاثیر بد روی دیگر اعضای گروه دارد، A bad apple  میگویند.

“Instead of focusing on college, he spends his time hanging out with bad apples.”

"به جای اینکه روی درسای کالجش تمرکز کنه، وقتشو صرف گذروندن با افرادی میکنه که براش دردسر درست میکنن."

 

Bread and butter

Bread and butter

نان و کره غذای اصلی بسیاری از ما است. پس از این اصطلاح برای نشان دادن شغلی استفاده میشود که هزینه ی زندگی شما و نیازهای اساسیتان مانند غذا،مسکن و غیره را تامین میکند.

“Fishing is the bread and butter of the friendly people I met on the island last summer.”

" ماهیگیری شغل بسیاری از مردم خونگرمیست که هفته ی پیش آنها را در جزیره دیدم و بوسیله ی آن امرار معاش میکنند."

 

Buy a lemon  

Buy a lemon

این اصطلاح به معنای خریدن چیزیست که کار نمیکند و درنتیجه به درد نخور است (معمولا موتور خودرو).

“The car looked so new and shiny I had no way of knowing I was buying a lemon.”

"ماشین خیلی نو و پر زرق و برق به نظر میومد. از کجا میدونستم که یه ماشین به دردنخور(قراضه) رو دارم میخرم."

 

A hard nut to crack

A hard nut to crack

آیا شکستن آجیل(تخمه،...)کار آسانیست؟ همیشه نه. خب، a hard nut crack  به کسی گفته میشود که سرو کله زدن با او و نیز شناختنش کار سختی ست.

“I tried to be friendly with her but I was told she’s a hard nut to crack.”

"سعی کردم باهاش دوست بشم اما بهم گفتن که  کنار اومدن باهاش سخته."

 

Have a sweet tooth

Have a sweet tooth

آیا به خوردن کیک، شکلات، و دیگر غذاهایی که طعمی شیرین دارند، علاقه مندید؟ اگر علاقه دارید، میتوانید بگویید که you have a sweet tooth .

“Yes, I definitely have a sweet tooth. I can never walk past a bakery and not stop to buy myself a slice of chocolate cake.”

"بله، من قطعا عاشق شیرینی جات هستم. اصلا نمیتونم از کنار یک شیرینی فروشی رد بشم و یه تیکه کیک شکلاتی نخرم."

 

اصطلاحات طبیعت در زبان انگلیسی

Under the weather

under the weather

آیا بصورت لفظی میتوانید زیر هوا باشید؟ اگر به ایستادن در زیر ابر و باران و آفتاب فکر میکنید، احتمالا پاسختان مثبت است، در غیر اینصورت این با عقل جور در نمی آید.

اگرunder the weather باشید یعنی مثل همیشه نیستید و احتمالا یک مقدار مریض هستید. این احساس مریضی چیز مهمی نیست—شاید فقط یک خستگی مفرط ناشی از درس خواندن زیاد باشد، یا سردرد ناشی از شروع تب.

“What’s wrong with Katy, mom?”

“She’s feeling a little under the weather so be quiet and let her rest.”

 

"مامان،کیت چش شده؟"

"یه مقدار حالش خوب نیست، پس ساکت باش و بذار استراحت بکنه."

 

A storm is brewing

A storm is brewing

در آینده ای نزدیک مشکل یا کدورت احساسی ای پیش خواهد آمد.

“She decided to go ahead with their wedding, even though all they’ve been doing lately is arguing. I can sense a storm is brewing.”

 

"با اینکه اخیرا فقط با هم جرو بحث کردن،اما اون تصمیم گرفت که عروسیشونو برگزار کنه. میتونم حس کنم که یه مشکلی تو راهه. "

 

Calm before the storm

Calm before the storm

بازه ی زمانی ای که قبل از فرارسیدن یک مشکل و ناآرامی بزرگ، همه چیز بطور غیرعادی آرام است.(آرامش قبل از طوفان).

“The strange quietness in town made her feel peaceful. Little did she know, it was just the calm before the storm.”

"سکوت عجیب شهر باعث شد که احساس آرامش بکند. نمیدونست که این آرامش قبل طوفانه."

 


آکادمی دید ارائه دهنده انواع دوره های زبان انگلیسی و آیلتس با حرفه ای ترین اساتید می باشد.

پست های مرتبط