گرامر زبان آلمانی | فعل‌ها در زبان آلمانی

فعل‌ها در زبان آلمانی

در این مطلب نگاهی به چند نوع فعل در زبان آلمانی می‌اندازیم.

 

افعال کمکی شرطی در زبان آلمانی :

این فعل‌ها در زبان آلمانی مناسب احتمالاتی است که ممکن است در آینده رخ دهند. این افعال می‌توانند کمکی باشند و در کنار دیگر افعال آلمانی مورد استفاده قرار گیرند. به گفتۀ دیگر، این افعال میل یا شرطی را بیان می‌کنند. افعال شرطی در زبان آلمانی صرف خاص خود را دارند. برای مثال:

• فعل dürfen به معنای شاید یا مجاز به، معادل may در انگلیسی
مثال:
Stefan darf an Weihnachten ganz viel Schokolade essen.
معنا: اشتفان اجازه دارد در شب کریسمس زیاد شکلات بخورد.

• فعل können به‌معنای توانستن و قادربودن، معادل can در انگلیسی
مثال:
.Taner kann gut singen
معنا: تانر می‌تواند به‌خوبی آواز بخواند.

• فعل müssen به‌معنای باید، معادل must در انگلیسی
مثال:
.Gergely muss heute zum Bürgeramt gehen
معنا: گرگلی باید امروز به دفتر ثبت نام مراجعه کند.


• فعل wollen به‌معنای خواستن و معادل want در انگلیسی
مثال:
.Britta will nach Paris reisen
معنا: بریتا می‌خواهد به پاریس سفر کند. فعل ها در زبان آلمانی

 

افعال انعکاسی در زبان آلمانی :

افعال انعکاسی آلمانی ممکن است در ابتدا اینگونه به‌نظر برسند که افعال گوینده را منعکس می‌کنند. به گفتۀ دیگر افعال انعکاسی بیان‌کنندۀ  کارهای شخص هستند (برای مثال: ما لذت می‌بریم). البته آلمانی‌ها چنین افعالی را متفاوت‌تر صرف می‌کنند. ضمایری که با این افعال استفاده می‌شوند عبارتند از:

• فعل انعکاسی sich freuen 
معنا: لذت بردن
مثال:
.Camille freut sich über ihr Lieblingseis
معنا: کامیل دارد از بستنی مورد علاقه خود لذت میبرد.

• فعل sich wundern
معنا: فکر کردن دربارۀ …
مثال:
Joe wundert sich über das gute Wetter.
معنا: جو دربارۀ هوای خوب فکر می‌کند.

• فعل sich bewerden
معنا: اپلای‌کردن
مثال:
Alessia bewirbt sich um ein Praktikum in New York.
معنا: آلیسا برای کارآموزی در نیویورک اپلای می‌کند.

• فعل sich kümmern
معنا: مواظبت‌کردن فعل ها در زبان آلمانی
مثال:
Fedrico kümmert sich um die Hunde seines Freundes.
معنا: فدریکو از سگ دوستش مواظبت می‌کند.

 

افعال داتیو در زبان آلمانی :

کاربرد افعال داتیو نشان‌دادن مفعول غیرمستقیم است. برای مثال: ” او به پست‌چی یک نامه داد.” در این خصوص مفعول مستقیم “نامه” است و مفعول غیرمستقیم “پست‌چی” است. چند نمونه از افعال داتیو: 

• فعل داتیو helfen
معنا: کمک‌کردن
مثال:
Könntest du mir bitte helfen
معنا: می‌توانید به من کمک کنید؟

• فعل folgen 
معنا: دنبال‌کردن
مثال:
Ich kann dir nicht folgen
معنا: من شما را دنبال نمی‌کنم

•فعل antworten
معنا: پاسخ‌دادن
مثال:
.Donovan hat mir nicht geanwortet
معنا: دونوان به من پاسخ نداده است.

• فعل begegnen
معنا: با کسی ملاقات‌کردن
مثال:
.Laura ist ihr schon mal begegnet
معنا: لارا قبلاً با اون ملاقات کرده است.

فعل passen فعل ها در زبان آلمانی
معنا: مناسب‌بودن
مثال:
.Das kleid passt ihr wie angegossen
معنا: این لباس طوری به اون می‌آید (یا مناسب اوست) که گویی برای او ساخته شده است.

 

25 فعل مهم در زبان آلمانی :

1.Sein: بودن
2.Haben: داشتن
3.Werden: شدن 
4.Können: توانستن
5.Müssen: باید
6.Wollen: خواستن
7.Mögen: علاقه‌داشتن
8.Wissen: دانستن
9.Machen: ساختن
10.Sollen: باید
11.Heißen: نامیده‌شدن
12.Sagen: گفتن
13.Gehen: رفتن
14.Sehen: دیدن
15.Geben: دادن
16.Kommen: آمدن
17.Lassen: اجازه‌دادن
18.Finden: پیدا‌کردن
19.Bleiben: ماندن
20.Nehmen: گرفتن
21.Bringen: آوردن
22.Denken: فکر‌کردن
23.Dun: انجام‌دادن
24.Liegen: دروغ‌گفتن
25.Stehen: ایستادن