10 تا از رایج ترین اصطلاحات انگلیسی

10 تا از رایج ترین اصطلاحات انگلیسی

10 اصطلاح رایج در زبان انگلیسی | اصطلاحات مهم در زبان انگلیسی

در این مقاله 10 تا از رایج ترین اصطلاحات انگلیسی  را همراه با معنی و تصویر یاد خواهید گرفت.

چرا یادگیری اصطلاحات انگلیسی مهم است؟

خب،فرض کنید شما در یک بار آمریکایی هستید.

با اینکه آنجا سروصدا زیاد است، می توانید آنچه که افراد میگویند را بشنوید.

یک نفر راجع به درس خواندن، حرف میزند.

یک نفر، دیگری را راضی به انجام کاری میکند....

...و به نظر میرسد که از پشت به کسی خنجر زده اند.

What the heck is going on?

با دیدن این جمله، سرتان را میخارانید و از اینکه  نمیتوانید معنای این اصطلاحات انگلیسی را بفهمید تعجب میکنید، با وجود اینکه میتوانید آن را کلمه به کلمه ترجمه کنید. 

خب، این یک مقدمه ی ابتدایی در مورد اصطلاحات انگلیسی بود.

 

آیا معنای رایج ترین اصطلاحات زبان انگلیسی را می دانید؟

اگر معنای رایج ترین اصطلاحات انگلیسی را نمی دانید، برایتان سخت خواهد بود که به درستی مانند یک انگلیسی زبان بومی ارتباط برقرار کنید.

در این پست، 10 اصطلاح و عبارت انگلیسی را به شما خواهیم آموخت که شما برای فهمیدن منظور گوینده در آن  بار مشروب فروشی و یا هر جای دیگر به آنها نیاز خواهید داشت!

اما اول باید بدانیم که اصطلاح دقیقا چیست؟

اصطلاح چیست؟

اصطلاح، عبارتی ست که معنای آن از روی ظاهر کلمات، مشهود نیست.

اصطلاحات درطول زمان ایجاد شده اند و ممکن است به نظر شما تصادفی بیایند. اصطلاحات عموما وابسته به تمثیل و استعاره هستند.

از آنجایی که از این اصطلاحات غالبا در انگلیسی روزمره استفاده میشود، اگر آنها را ندانید، فهمیدن بافت و مفهوم تقریبا غیرممکن خواهد بود.

آموختن اصطلاحات رایج  انگلیسی کمکتان خواهد کرد تا با اکثر موقعیت ها همذات پنداری کنید، فرقی نمیکند که این موقعیت ها شامل یک مسابقه ی بسکتبال باشد، درس خواندن باشد ویا رفتن بر سر قرار باشد.

نکته ی کلیدی در فهمیدن اصطلاحات این است که هرگز آنها را به صورت تحت اللفظی نبینید و نخوانید- کلمه ها با هم ایجاد معنی نمی کنند. در عوض باید آنها رادر بستر و  بافت مخصوص به خودشان یاد بگیرید، با اینکار معنای واقعی آنها را خواهید فهمید.  

 

10 اصطلاح بسیار رایج انگلیسی (همراه با معنی و تصویر)

همانطور که در بالا به آن اشاره شد، وقتیکه کلمات موجود در اصطلاحات به صورت تحت اللفظی ترجمه میشوند، کاملا تصادفی و عجیب به نظر میرسند. این بدان معناست که ایجاد ارتباط بین این اصطلاحات انگلیسی و معنی آنها، که به خاطر سپردنشان را بسیار دشوار می کند، امری سخت است.

بنابراین، در این مقاله اصطلاحات را بر اساس مضامین رایج گردآوری کرده ایم. این "دسته بندی" نام دارد که یک تکنیک مفید برای حفظ کردن است و از تداعی معانی استفاده میکند تا این اصطلاحات ملکه ی ذهن شما شوند.

این کار را با اصطلاحات انگلیسی ای شروع میکنیم که فعل های مشترک و نیز حروف اضافه ی مشترکی دارند که از قبل آنها را می شناختید.

سپس به سراغ اصطلاحات و عبارات رایج مربوط به پول، اعضای بدن، غذا و طبیعت میرویم.

 

رایج ترین اصطلاحات انگلیسی با فعل های مشترک

اصطلاح Hit the books در زبان انگلیسی

hit the books idiom in english

اصطلاح Hit the books، که یکی از رایج ترین اصطلاحات انگلیسی است بطور تحت الفظی به این معناست که  به کتاب هایی که میخوانید بطور فیزیکی ضربه بزنید. بهرترتیب، این اصطلاح بین دانش آموزان و بویژه دانشجویانی که درس زیادی دارند، مصطلح است.این اصطلاح در واقع به معنای "درس خواندن" است و روشی ست که بوسیله ی آن به دوستان بگویید میخواهید درس بخوانید.

این درس خواندن، میتواند مربوط به امتحان پایان ترم، میانترم و یا امتحان انگلیسیتان باشد.

"متاسفم، نمی تونم امشب باهات مسابقه رو ببینم، باید درس بخونم. هفته ی بعد کلی امتحان دارم."

 

اصطلاح Hit the sack  در زبان انگلیسی

hit the sack idiom in english

مانند اصطلاح قبلی این نیزیکی از رایج ترین اصطلاحات انگلیسی است، معنی تحت الفظی این اصطلاح این است که به یک کیسه (یک کیف بزرگ که عموما برای حمل کردن اشیایی مثل آرد،برنج و حتی روغن از آن استفاده میشود) بطور فیزیکی ضربه وارد شود. اما در حقیقت hit the sack به این معناست که به خواب بروید، و شما ازاین اصطلاح استفاده می کنید تا به دوستان و خانواده تان بگویید که واقعا خسته اید و نیاز به استراحت دارید.

برای بیان این موضوع به جای استفاده ازhit the sack ،میتوانید از hit the hay نیز استفاده کنید.

"دیگه وقت اینه که برم بخوابم، واقعا خسته ام."

 

اصطلاح Twist someone’s arm  در زبان انگلیسی

Twist someone’s arm idiom in english

اصطلاح twist someone’s arm بطور تحت الفظی به معنای پیچاندن  و چرخاندن دست کسی ست، اگر آنرا دقیقا کلمه به کلمه معنی کنید، میتواند واقعا دردناک باشد. این اصطلاح درواقع به این معنی ست که شخصی شما را برای انجام کاری که قبلا نمیخواستید آن را انجام دهید، متقاعد کند.

این اصطلاح می تواند در مورد شما هم به کار رود، به این شکل که شما بعد ازینکه از دیگران برای انجام کاری خواهش کردید، موافقت آنها را جلب کرده وبتوانیدآنها را قانع کنید.

"جیک، تو باید امشب به مهمونی بیای!"

"میدونی که نمیتونم، باید درس بخونم."

" یالا دیگه، باید بیای! بهمون خوش میگذره، تازه یه عالمه دختر هم قراره بیان.میای؟"

"دخترای خوشگل؟ باشه، قانعم کردی، میام."

 

اصطلاح Stab someone in the back در زبان انگلیسی

Stab someone in the back idiom in english

اگر بخواهیم این اصطلاح را بصورت لفظی ترجمه کنیم، خود را در موقعیتی پرتنش که پلیس نیز در آن حضور دارد، خواهیم یافت که اینطور معنی میشود که یک چاقو یا هرشی تیزی را دراورده و به پشت شخصی وارد کنیم.

بهرحال، stab someone in the back(از پشت به کسی خنجر زدن) بعنوان یک اصطلاح به این معنی ست که با خیانت کردن به کسیکه بسیار به ما نزدیک بوده و به ما اعتماد داشته، ضربه بزنیم و اعتماد او را زیرپا بگذاریم. به کسی که این کار را انجام میدهد، back stabber  میگویند.

"شنیدی که هفته ی پیش سارا از پشت به کیت خنجر زده؟"

"نه، من فکر میکردم کیت بهترین دوست ساراست، کیت چیکار کرد؟"

"سارا به رئیسشون گفته که کیت علاقه ای به ترفیع نداره و خودش جای کیترو گرفته."

"وای، این نهایت خیانته! تعجبی نداره که دیگه با هم دوست نیستن."

 

اصطلاح Lose your touch  در زبان انگلیسی

Lose your touch idiom in english

این لفظا به این معناست که دیگرتوانایی لمس کردن یا حس کردن اجسام با انگشتانتان یا دستانتان را نداشته باشید. اما درواقع lose your touch ، یعنی توانایی یا استعدادی را از دست بدهید که زمانی در سرو کار داشتن با چیزها، افراد یا موقعیت ها داشته اید را، از آن استفاده میکردید.

ازاین اصطلاح زمانی استفاده میکنیم که شما در یک استعداد و توانایی خاص ید طولایی دارید، ولی شرایط خوب پیش نمیرود.

"نمیدونم چرا هیچکدوم از این دخترا نمیخوان با من حرف بزنن."

"به نظر میاد که توانایی برقراری ارتباط با خانما رو از دست دادی."

"آه، نه، قبلنا منو دوست داشتند،الان چیشده؟"

 

اصطلاح Sit tight در زبان انگلیسی

Sit tight idiom in english

Sit tight مثال بسیارخوبیست که نشان میدهد چرا نباید اصطلاحات انگلیسی را کلمه به کلمه ترجمه کرد. این اصطلاح به صورت لفظی، این معنی را می دهد که در حین نشستن خود را فشار دهید وبخواهید به زور خود را جا دهید- اگر اینکار را بکنید، راحت نخواهید بود و نیازی به گفتن این نیست که عجیب به نظر خواهید آمد.

اما اگر کسی بهتان گفت sit tight ، از شما میخواهد صبورانه منتظر باشید و تا زمانی که به شما نگفته کاری نکنید.

"خانم کارتر،میدونید نتایج انتحان کی اعلام خواهند شد؟"

"کسی نمیدونه جانی، نتایج سریع اعلام میشوند،اما ممکنه یک مقدار طول بکشه. فقط باید صبر کنی و منتظر بمونی."

 

اصطلاح  Pitch in در زبان انگلیسی

Pitch in idiom in english

اگربخواهید این اصطلاح را بصورتلفظی ترجمه کنید، در واقع هیچ معنی ای نمیدهد. اما مجازا به این معناست که به چیزی یا کسی کمک کنی یا در کاری مشارکت کنید.

پس اگر پدرتان گفت که میخواهد آخر هفته همه ی اعضای خانواده pitch in   و در تمییز کردن حیاط پشتی او را کمک کنند، منظورش این است که در تمییز کردن حیاط مشارکت کنید و کارها را سریعتر انجام دهید.

"برا تولد سالی میخوای چی بخری؟"

"نمیدونم، خیلی هم پول ندارم."

"شاید همه مون بتونیم تو اینکار مشارکت کنیم و یک چیز خوب براش بخریم."

مکالمه ی بالا به این اشاره می کند که همه ی دوستان سارا باید در اینکار مشارکت کرده و یک مقدار پول بگذارند تا بتوانند با همدیگر برایش یک کادوی بزرگتر و بهتر بخرند.

 

اصطلاح Go cold turkey در زبان انگلیسی

Go cold turkey idiom in english

عجیب به نظر می آید؟ خب،حق با شماست. همینطور است. چطور یک فرد لفظا میتواند یک بوقلمون سرد شود؟ هیچ کس نمیتواند تبدیل به بوقلمونی شود که همه ی ما دوست داریم آنرا در مناسبت هایی مثل کریسمس و عید شکرگذاری بخوریم. 

Go cold turkey یعنی فرد یک رفتاراعتیاداور و خطرناک مثل کشیدن سیگار و نوشیدن الکل را یکباره ترک کند.

گفته میشود ریشه ی این اصطلاح برمیگردد به اوایل قرن بیستم واشاره به این دارد کسی که یکباره یک  چیز اعتیاداور-دارو یا الکل- را ترک میکند، ازعوارض جانبی آن رنج میبرد که باعث میشوند این چیز اعتیاداور مثل یک بوقلمون سرد و نپخته به نظر بیاید. این شامل پوست سفید و برامدگی های روی پوست آن هم میشود.

"میشه برای مامانت یه لیوان شراب بیارم؟"

"نه، نوشیدنو ترک کرده."

"واقعا؟ چرا؟"

"نمیدونم، چند ماه پیش فقط گفت که نوشیدن الکل رو ترک میکنه."

"یکدفعه ترک کرد؟"

"آره،همیجوری دقیقا."

 

اصطلاح Face the music در زبان انگلیسی

Face the music idiom in english

به لحاظ لفظی، facing the music یعنی جسم خود را به سمت موسیقی برگردانید و در مقابل آن بایستید. اما اگر دوستتان یا پدر و مادرتان به شما میگویند face the music ، این معنای تندتر و ناملایم تری دارد.

این اصطلاح که یکی از رایج ترین اصطلاحات انگلیسی است به معنی " رو به روشدن با واقعیت" و سروکار داشتن با واقعیت موجود در یک موقعیت و پذیرفتن تمام عواقب خوب وبد آن است که بیشترشامل عواقب بد است. احتمالا برایتان پیش آمده که ازچیزی بپرهیزید چون از نتیجه ی آن میترسید و از آن مطمئن نیستید. شاید شما به معلمتان دروغ گفتید و او حقیقت را فهمیده و الان شما باید با واقعیت رو به رو شده و تنبیه را بپذیرید.

" نمیتونم بفهمم چرا تو درس ریاضی افتادم."

"میدونی؟سخت درس نخوندی و باید واقعیت رو بپذیری واگه واقعا میخوای فارغ التحصیل بشی ، ترم بعد دوباره باید این کلاس رو بگذرونی.

 

اصطلاح Ring a bell در زبان انگلیسی

ring the bell

اگر به دنبال معنی لفظی ring a bell میگیردید، آن بدین شرح است: برای اینکه به دانش آموزان بگویید که وقت رفتن به کلاس است باید زنگ مدرسه را بزنید یا زنگ در کسی را بزنید.

اما این اصطلاح به این معنی ست که چیزیکه فردی به شما گفته، به نظرتان آشنا می آید، شاید آنرا قبلا شنیده اید. به بیانی دیگر، وقتی کسی چیزی به شما میگوید که فکر میکنید قبلا آنرا شنیده اید، صدای زنگ های هشدار در می اید و شما سعی میکنید به یاد بیاورید که چرا وچگونه آن اسم یا مکان به نظرتان آشنا می اید.

" دوست من امی آدامز رو قبلا دیدی؟نه؟"

" اهههم، مطمئن نیستم، اما اسمش خیلی برام آشناست. همونیه که پارسال پاریس رفته بود؟"