سیزده اصطلاح عامیانۀ اسپانیایی – چگونه مانند نیتیوها صحبت کنیم؟

سیزده اصطلاح عامیانۀ اسپانیایی – چگونه مانند نیتیوها صحبت کنیم؟

اصطلاح عامیانه در زبان اسپانیایی | آموزش مکالمه اسپانیایی با اساتید حرفه ای

بی‌شک برای یادگیری زبان اسپانیایی، نیاز به خواندن کتاب‌های درسی، کتاب‌های گرامر، واژگان و … است. اما بخش شیرینی از زبان وجود دارد که در این‌دست منابع موجود نیست، آن‌هم اصطلاحات عامیانه و خیابانی است که نمود فرهنگ یک کشور است. به همین جهت است که مثلاً اصطلاحات عامیانۀ کشور اسپانیا با اصطلاحات دیگر کشورهای اسپانیایی‌ زبان، مثلا مکزیک یا آرژانتین تفاوت دارد. لذا در این مطلب قصد داریم سیزده مورد اصطلاح عامیانه در زبان اسپانیایی کاستیلی (زبان رسمی کشور اسپانیا) را بیان کنیم. استفاده از این اصطلاحات باعث می‌شود مکالمه‌ تان بسیار طبیعی‌تر به نظر برسد و قطعاً باعث حیرت دوستانتان خواهد شد.

 

چرا باید اصطلاحات خیابانی استفاده کنیم؟

اکثر زبان‌آموزان بیشتر به فکر این هستند که همه‌چیز را درست استفاده کنند، یعنی می‌خواهند اسپانیایی‌شان بی‌نقص باشد. از این جهت، گاهی اصطلاحات عامیانه برایشان سخت است، چون یادگیری این اصطلاحات دقیقاً مخالف قضیۀ پیش است. در هر زبانی، این اصطلاحات عامیانه از لحاظ گرامری صحیح نیستند. نکته دقیقاً همین است. پس چطور ممکن است یادگیری این اصطلاحات «غیرصحیح» به اسپانیایی شما کمک کند؟ 

  • مکالمه‌تان مثل نیتیوها خواهد بود! این واقعاً نکتۀ مهمی است. هیچ فردی زبان مادری خود را بی‌عیب و نقص حرف نمی‌زند. کافیست به زبان فارسی نگاهی بیاندازیم. چند نفر ما «فارسی کتابی» حرف می‌زنیم؟ شاید هیچ‌کس.
  • یادگیری اصطلاحات عامیانه پیشرفت را نشان می‌دهد. اینگونه به دوستانتان و دیگر اسپانیایی‌ زبانان ثابت می‌شود که کارتان را خوب یاد گرفته‌اید. می‌دانید کی از کلمات درست استفاده کنید و کی یک اصطلاح عامیانه را آن وسط بیاندازید، بدون اینکه تصنعی باشد.
  • درک شما از اسپانیایی بیشتر می‌شود. وقتی یک سری اصطلاحات عامیانه یاد بگیرید، این امر به درک شما نیز کمک می‌کند، مثلاً اگر جایی اصطلاحی بشنوید که معنای آن را از تک‌تک کلمات نتوان فهمید (که اغلب اصطلاحات هم اینگونه هستند)، تعجب نخواهید کرد و معنای آن را خواهید فهمید.

 

حالا برویم سراغ اصل مطلب. سیزده اصطلاح عامیانه.

مثل یک اسپانیایی واقعی صحبت کنید. 13 اصطلاح عامیانه که هر زبان‌آموزی باید یاد بگیرد.

  1. Es la caña

لفظاً یعنی «نِی‌ه». خب، به این شکل معنای زیادی ندارد. اگر کسی la caña باشد، یعنی خیلی عالی است. این یک تعریف خیلی خوب از هر فردی است، یعنی همه دوست دارند la caña باشند.

البته این تحسین در مورد چیزها (و نه فقط انسان‌ها) هم استفاده می‌شود. می‌توانید هرچیزی را که خواستید la caña بخوانید.

مثلاً:

Me encanta este libro, es la caña (عاشق این کتابم. خیلی عالیه). 

Es la caña cuando no tengo que esperar (خیلی عالیه وقتی مجبور نیستیم منتظر بمونیم).

 

  1. Qué chulo

چیزی که chulo باشد، باحال و بامزه است. برخلاف Es la caña، این‌یکی برای توصیف چیزهای غیر انسان است.

مثلاً:

Ese tío tiene un coche tan chulo (این یارو ماشینش خیلی باحاله).

Sería tan chulo ir a España (چه باحال میشه بریم اسپانیا).

البته دقت داشته باشید که اگر این کلمه را برای یک انسان استفاده کنید، معنای دیگری دارد. کسی که chulo باشد، مغرور و خودپسند است.

 

  1. Ir a su bola

اگر کسی تصمیم بگیرد Ir a su bola، یعنی می‌خواهد کار خودش را انجام دهد. این اصطلاح در زبان اسپانیایی معنای تا حدی منفی دارد، گویی که فرد خلاف منطق عمل می‌کند یا بقیه را مدنظر قرار نمی‌دهد و هرکاری را می‌خواهد می‌ کند.

مثلاً:

Ella no viene a nuestras fiestas, ella va a su bola (اون به مهمونیامون نمیاد، کاریو که خودش می‌خواد انجام میده).

No quiero ir a comer, voy a mi bola (نمی‌خوام بیرون غذا بخورم، کاریو که میخوام انجام می‌دهم).

 

  1. Me cae gordo

شاید در زمانی که کتاب‌های درسی‌تان را می‌خواندید، متوجه شدید که gordo به معنای چاق است. اما این اصطلاح برای این نیست که بگوییم کسی چاق است. Me cae gordo یعنی از کسی خوشتان نمی‌آید یا به اصطلاح با او حال نمی‌کنید. این اصطلاح را معمولاً برای حس اولیه از یک فرد به کار می‌برند.

مثلا:

Tu hermano me cae gordo (با داداشت حال نمی‌کنم).

Mi nuevo jefe me cae gordo (از رئیس جدیدم خوشم نمیاد).

 

  1. Me importa un pimiento

واژۀ pimiento به معنای «فلفل» است. این اصطلاح لفظاً یعنی «اندازۀ یه فلفل واسم مهمه». کاربرد آن هم مشخصاً وقتی است که چیزی برایتان اهمیت نداشته باشد.

این اصطلاح را برای یک رویداد یا یک چیز خاص استفاده کنید. مثلا:

La boda me importa un pimiento (عروسی اصلاً واسم مهم نیست).

Me importa un pimiento la nieve (هیچ علاقه‌ای به برف ندارم).

اصطلاح عامیانه در زبان اس

پانیایی

  1. Ser un chaval

تا حالا شده به کسی نگاه کنید و بگویید «طرف انگار بچه‌اس؟» اگر چنین تجربه‌ای داشته‌اید، پس معنی این اصطلاح را باید بدانید. Ser un chaval یعنی کسی مثل بچه است.

البته منظور از این اصطلاح این نیست که کسی واقعاً بچه است. یک chaval فردی خام یا بی‌تجربه است، پس این اصطلاح را می‌توان برای هرکس با هر سنی استفاده کرد.

نوجوانان هم ممکن است همدیگر را chaval یا برای دختران chavala صدا بزنند.

مثال:

Claro que no entiende, es un chaval (معلومع که نمی‌فهمه. اون خیلی بچه‌اس).

Oye, chaval, ¿a dónde vas? (هی پسر، کجا می‌ری؟) اصطلاح عامیانه در زبان اسپانیایی

 

  1. Ser la leche

این اصطلاح هم به معنای «عالی است» و هم «افتضاح است». شاید عجیب باشد که یک اصطلاح دو معنای دقیقاً برعکس داشته باشد، اما یادمان باشد که داریم راجع به زبان اسپانیایی حرف می‌زنیم 

درواقع، leche برای همه‌چیز استفاده می‌شود. mala leche (شیر فاسد) هم آدم بدشانس است و هم آدم پکر. حتی می‌توانید وقتی موقع عصبانیت یا تعجب بگویید  !Leche¡ 

مثلاً:

Acaba de graduarse y se cree la leche (تازه درسش تموم شده، فکر می‌کنه خیلی خفنه).

Tu hermano es muy gracioso, es la leche (داداشت خیلی بامزه‌اس. واقعاً دوس‌داشتنیه).

Tu hermano siempre contesta mal, es la leche (داداشت همیشه بد جواب می‌ده. خیلی چرته).

 

اصطلاح عامیانه در زبان اسپانیایی

  1. Mala pata

لفظاً به معنای «پنجۀ بد» و در کاربرد به معنای «بد شانسی» است. یعنی کسی که پنجۀ بد به همراه دارد، همیشه بدشانس است. مثلاً:

Son las cinco y acaba de entrar un cliente. Que mala pata (ساعت پنجه و تازه یه مشتری اومد، چه بدشانس.).

Tengo mala pata, siempre tengo que esperar en los semáforos (خیلی بدشانسم. همیشه پشت چراغ). 

 

  1. Ser mono

پیش‌تر گفتیم که اصطلاحات عامیانه از کشور به کشور تفاوت دارد. مثلاً کافیست این اصطلاح را در آرژانتین بگویید تا به طرف بگویید که او میمون است. Mono به معنای میمون است، اما این اصطلاح در اسپانیا یعنی دوست‌داشتنی و بامزه است.

در اسپانیا خیلی عادی است که بچه‌ای را mono یا mona بگویند، چون این یعنی آن بچه بامزه و شیرین است، اما در آرژانتین، همین اصطلاح یعنی آن بچه میمون است. 

مثلاً:

Su hija es tan mona (دخترتون خیلی بامزه‌اس).

El vestido que su hija tiene puesto es tan mono (لباس دخترتون خیلی قشنگه).

 

  1. Ser un pijo una pija

واژۀ pijo یعنی لوس، یعنی کسی بچه‌پولدار است. مثلاً:

Su papa le compra todo, que pija (باباش همه چی واسش می‌خره، عجب بچۀ لوسی).

Es un pijo, me cae gordo (خیلی لوسه. ازش خوشم نمیاد). 

 

  1. Qué fuerte

شاید با دیدن این اصطلاح به یاد هالک بیفتید، چون fuerte یعنی قوی. اما این اصطلاح برای بیان تعجب و بهت‌زدگی است. در واقع کل این عبارت یعنی «وای» و می‌توان هم به حالت مثبت و هم منفی به کار رود. مثلاً:

A: ¿Sabes que Raúl dejó a su mujer por su secretaria? (میدونستی رائول زنشو ول کرد، رفت سراغ منشیش؟)

B: ¡Qué fuerte! (وای!)

 

  1. Ser una babosa

واژۀ babosa یعنی خنگ، کندذهن، ساده‌لوح. مثال:

Le dije que los perros tienen cinco patas, ella es una babosa. (بهش گفتم سگ‌ها پنج تا پا دارن، خیلی ساده‌لوحه)

Es una babosa que nunca deja de hablar. (یه آدم خنگیه که یه بند صحبت می‌کنه)

 

  1.  Ser un depre

حتماً کسی را می‌شناسید که در هر شرایطی حرف‌های منفی می‌زند و به اصطلاح فاز منفی می‌دهد. آن فرد را در اسپانیایی depre می‌گویند.

برای اینکه این اصطلاح را براحتی حفظ کنید، به کلمۀ دپرس فکر کنید، چون او فردی دپرس‌کننده است.

مثلاً:

No me gustaría estar con Miguel, es un depre (خوشم نمیاد پیش میگل باشم. خیلی فاز منفی میده).

Eres un depre cuando hablas así (خیلی فاز منفی می‌دی وقتی اینطور حرف می‌زنی). 

 

حالا می‌توانید در خیابان‌های بارسلونا و کوچه‌های مادرید با اعتماد به نفس قدم بزنید. اگر از این اصطلاحات استفاده کنید، خود اسپانیایی‌ها هم متوجه نخواهند شد که شما خارجی هستید.

ما در کلاس‌های خصوصی آموزش اسپانیایی در آموزشگاه دید، علاوه‌بر مطالب درسی استاندارد، اصطلاحات عامیانه را نیز به زبان‌آموزان یاد می‌دهیم تا نه‌تنها بتوانند زبان اسپانیایی را درست صحبت کنند، بلکه در صورت لزوم، چند اصطلاح عامیانه نیز به کار ببرند.


برای مشاوره مهاجرت به اسپانیا و هماهنگی کلاس‌های خصوصی اسپانیایی در آموزشگاه دید با ما تماس بگیرید