تعیین‌کردن حروف تعریف جزئی در زبان فرانسوی

تعیین‌کردن حروف تعریف جزئی در زبان فرانسوی

آیا شب گذشه یک کیک کامل را خوردید(un poulet)؟ یا فقط بخشی از آن را خوردید(du poulet) ؟ آیا صبح‌ها همۀ قهوه‌های جهان را می‌خورید(le café) ، یا به مقدار قابل قبولی می‌خورید (du café)حروف تعریف جزئی در زبان فرانسوی دقیقاً همان چیزی هستند که برای نشان‌دادن کمیت منطقی چیزها که نمی‌توان به‌صورت کلی آن‌ها را نشان داد و نیز نمی‌توان به‌صورت عددی آن‌ها را شمرد، استفاده می‌شوند. چهار حرف تعریف جزئی در زبان فرانسه وجود دارد، و جدول زیر آن‌ها را با معادل‌های انگلیسیشان نشان می‌دهد.

حروف تعریف جزئی در زبان فرانسه 

مثال معادل انگلیسی   استفاده در زبان فرانسه حروف تعریف فرانسوی

du pain (چند نان)

some قبل از اسم های مفرد مذکر du

de la soupe(مقداری سوپ )

some قبل از اسم های مفرد م,ke de la
de l’eau (مقداری آب) some قبل از اسم های مفرد مذکر یا مونثی که با یک مصوت یا صامت h شروع می‌شود   de ’l

des petits pois (نخود فرنگی)

some  قبل از اسم های جمع مذکر یا مونث  des

pas de café’

(هیچ قهوه‌ای)

not/not any بعد از فعل منفی به جای هر حرف تعریف جزئی   de’ 

شما حروف تعریف جزئی در زبان فرانسوی را برای استفادۀ بهتر، به روش‌های زیر در جمله می‌گذارید:

  • از حرف تعریف جزئی قبل از یک اسم که جزئی از یک گروه را توصیف می‌کند، استفاده کنید. برای مثال:

Elle met du sucre dans son café. (او مقداری شکر به قهوه‌اش می‌ریزد.)

À table nous buvons de l’eau minérale. (روی میز، چند بطری آب خوردیم.)

  • قبل از صفت جمع  autres (دیگران)، به‌جای des از d’ استفاده کنید. برای مثال:

Avez-vous d’autres idées? (شما نظر دیگری دارید؟)

 

  • بعد از fair (انجام‌دادن/ درست‌کردن یا تمرین‌کردن)+ یک ورزش، یک آلت موسیقی، یا یک درس مدرسه، از حرف تعریف جزئی استفاده کنید. هر گروه باید از حرف تعریف معین در زبان فرانسوی استفاده کند، در نتیجه de + تعدادی از حروف تعریف اینگونه کوتاه شده‌اند:

de + le forms du; de + les forms des.

برای مثال:

Paul fait de l’escrime. (پاول شمشیربازی می‌کند)

Je fais du violon. (من ویولون می‌زنم.)

Ce semestre elle fait de la chimie. (او در این ترم شیمی می‌خواند )

  • بعد از jouer (نواختن)+ یک آلت موسیقی، از جزئی استفاده کنید. (در این عبارت Jouer بسیار رایج‌تر از faire است). شکل کوتاه شدۀ de + حرف تعریف معین، در اینجا هم قابل استفاده است. برای مثال:

 

Nous jouons du piano et nous chantons. (ما پیانو می‌زنیم و آواز می‌خوانیم)

 

در یک جملۀ منفی در زبان فرانسوی، du, de, la, de l, des جایگزین de می‌شوند، فرقی نمی‌کند که اسم مفرد باشد یا جمع. مثال:

  Cet homme n’a pas de chance. این مرد هیچ شانسی ندارد.)(

Nous ne mettons pas de glaçons dans notre eau. ((ما یخ‌های قالبی را روی آبمان نمی‌گذاریم

هشدار

این قانون یک استثنا دارد. زمانی‌که فعل منفیتان être (to be) است از de استفاده نکنید، مثل حروف تعریف نامعین در فرانسوی در قسمت قبل. فقط از  حرف تعریف جزئی در زبان فرانسوی  استفاده کنید، گویی که جمله مثبت است. مثال:

Ne bois pas ça. Ce n’est pas de l’eau, c’est de la vodka!  (آن را نخور. آن آب نسیت، ودکاست)

Ce ne sont pas des haricots verts, ce sont des fèves. (این‌ها نخود سبز نیستند، بلکه باقلا هستند.)

 

تمرین

برای تکمیل هر جمله، از  حرف تعریف جزئی  مناسب استفاده کنید. از بین  du, de, la, de, l’, des, de انتخاب کنید.

Le vendredi, mangez _____ poisson.

Paul fait _____ gym.

Je mets _____ sucre dans mon café.

Vous buvez _____ eau.

Tu n’as pas _____ chance!

 

انتخاب حرف تعریف مناسب در زبان فرانسوی

نکته:

un pain? Du pain? Le pain? هنوز مطمئن نیستید؟ در این قسمت تعدادی از حروف تعریف را با یکدیگر مقایسه می‌کنم تا چند نکته در مورد چگونه انتخاب‌کردن حرف تعریف مناسب در زبان فرانسوی را به شما متذکر شوم.

  • حرف تعریف معین یا جزئی ؟ تفاوت بین این دو حرف تعریف درواقع تفاوت بین گروه جزئی و کلی  است. برای مثال شما (مقداری) آب می‌خورید (گروه جزئی، پس نیازمند حرف تعریف جزئی هستید) اما نه کل آب‌های دنیا (گروه کلی، پس نیازمند یک حرف تعریف معین هستید). در اینجا مثالی آورده‌ایم که این دو را با یکدیگر مقایسه می‌کند:

Quand on travaille, on gagne de l’argent. (وقتی‌که کار می‌کنید، پول در می‌آورید) اما نه همۀ پول‌های جهان را.

L’argent est nécessaire. (پول یک ضرورت است) به شکل کلی به پول اشاره می‌کند.

  • حرف تعریف نامعین در زبان فرانسوی یا حروف تعریف جزئی در زبان فرانسوی ؟ تفاوت بین این دو حرف تعریف، تفاوت بین چیزی است که واقعاً نمی‌توانید آن را بشمارید، مثل آب، اسفناج

 و قهوه که همگی نیازمند حرف تعریف جزئی در زبان فرانسه هستند، و چیزی که شما درواقع آن را می‌شمارید، مثل  یک گربه (un chat)، و یک سیب (une pomme)، که همگی نیازمند حرف تعریف نامعین هستند. مثال‌های زیر این دو را با یکدیگر مقایسه میکنند:

غیرقابل شمارش: Nous mangeons du poisson. (ما ماهی می‌خوریم.)

قابل شمارش: Tu as acheté des baguettes. (تو چند تا نان باگت خریدی.)