در این مقاله چند تا از اصطلاحات مهم زبان انگلیسی را برایتان ارائه می دهیم که برای تقویت مکالمه و برای آمادگی آزمون آیلتس (IELTS) بخصوص اسپیکینگ می تواند موثر واقع شود.

Couch potato به کسی گفته میشود که زمان زیادی را روی مبل صرف تماشای تلویزیون میکند.
“After my uncle retired from his job, he became a couch potato.”
"بعد ازینکه عموم بازنشسته شد،فقط روی مبل میشینه و تلویزیون نگاه میکنه."

منظور از این اصطلاح این است که کسی برای کمک به خانواده پول دربیاورید.
“Ever since her father was injured, she’s been working two jobs to bring home the bacon.”
" از وقتیکه پدرش آسیب دید، دو جا کار میکند تا از پس هزینه های خانواده بربیاید."

معنی این اصطلاح این است که شخص در یک موقعیت بد و دردسر جدی قرار دارد.
“My brother is in hot water for failing all his college classes.”
"برادرم به خاطر اینکه تو همه ی درساش مشروط شده، تو دردسر بدی افتاده."

سیب ها با پرتقال ها در شکل ظاهر و مزه تفاوت اساسی دارند. مقایسه کردن دو چیز که اصلا شبیه هم نیستند، کار سختی ست. در نتیجه، منظور از این اصطلاح، مقایسه ی دو چیز کاملا متفاوت است.
“I’m not sure which I enjoy more—pottery or dancing. It’s like comparing apples and oranges.”
"نمیدونم از کدومشون بیشتر لذت میبرم—سفالگری یا رقص. مقایسه ی این دو تا با هم خیلی سخته."

منظور از این اصطلاح این است که به انجام یک فعالیت خاص علاقه ندارید ، از آن لذت نمیبرید یا در انجام آن خوب نیستید.
“Camping is really not my cup of tea so I’m going to visit my friend in New York instead.”
" موندن تو چادر واقعا تو سلیقه ی من نیست(بهش علاقه ای ندارم)، به جاش برای دیدن دوستم به نیویورک میرم.

یک پرنده چقدر میتواند غذا بخورد؟ نه خیلی زیاد ، درسته؟ پس معنی این اصطلاح این است که فرد خیلی کم بخورد.
“Don’t trouble yourself cooking such a big meal. I eat like a bird.”
" خودتو برا درست کردن غذا زیاد تو دردسر ننداز. زیاد درست نکن. من خیلی کم غذام."

حالا، یک اسب خیلی بزرگتر از پرنده است. خب، فکر میکنید یک اسب چقدر میتواند غذا بخورد؟ درست است، این اصطلاح به معنی خوردن بیش از حد است.
“It shouldn’t be hard too hard for a smart cookie like you to learn Spanish.”
"وقتیکه برادرم میاد بهمون سر بزنه، مامانم باید یه عالمه غذا بپزه. اون خیلی غذا میخوره(مثل گاو میخوره)."
![Butter-[someone]-up](https://deedlanguage.ir/storage/uploads/Butter-[someone]-up-min_1595846328.jpg)
این اصطلاح به معنی سرگرم کردن یا چاپلوسی برای کسی ست تا او از شما خوشش بیاید. کلمات این اصطلاح میتوانند از هم جدا شوند:
butter up [someone] یا butter[someone] up.
“Everyone seems to be trying to butter up the new boss hoping to become her favorite.”
" به نظر میاد همه دارند سعی میکنند توجه مدیر جدید رو جلب کنند(قاپشو بدزدن) تا اون ازشون خوشش بیاد."

این اصطلاح به چیزی اطلاق میشود که ارزش این را دارد که به دقت به آن فکر شود.
“Moving to another state is food for thought for many of those affected by the recent hurricanes in Texas and Florida.”
" کسانیکه طوفان های اخیر در تگزاس و فلوریدا زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داد،باید راجع به رفتن به جای جدیدی خوب فکر کنند."

این یک اصطلاح ساده است. به کسیکه بسیار باهوش است، A smart cookie میگویند.
“It shouldn’t be hard too hard for a smart cookie like you to learn Spanish.”
"یادگیری زبان اسپانیایی برای فرد باهوشی مثل تو نباید کار سختی باشه."
پکیج آموزش زبان انگلیسی با هوش مصنوعی موسسه زبان دید، راهحلی نوین و مؤثر برای یادگیری سریع و خودآموز زبان انگلیسی فراهم کرده است. این پکیج شامل ۲۰ ساعت محتوای آموزشی از جمله ویدئوهای متنوع و روشهای کاربردی استفاده از هوش مصنوعی مانند ChatGPT و Claude است که با تمرکز بر یادگیری تعاملی و شخصیسازی شده، زبانآموزان را برای آزمونهای آیلتس و تافل آماده میکند.
ورود به صفحهفرم مشاوره و تعیین سطح رایگان