اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

برخی از اصطلاحات مهم و رایج در زبان انگلیسی

 

1. To give a run for one’s money

To give a run for one’s money

با کسی در حد خودش رقابت کرده و کاری کنید که برای بردشان واقعا تلاش کنند وبه زحمت بیفتند. (پدر کسی را درآوردن)

“Joe really gave me a run for my money in the chess tournament. He almost beat me!”

" جو واقعا تو مسابقه ی شطرنج پدرمو درآورد. آخرش شکستم داد."

 

2. To pony up

To pony up

برای چیزی هزینه ای بپردازید یا بدهی خود را صاف کنید.

Pony up and give me the $5 you owe me.”

“I told my roommate Jane to pony up her portion of the rent money.”

"حسابتو صاف کن و5 دلاری که قرض گرفتیو بهم پس بده."

" به هم اتاقیم جین گفتم که سهم اجاره ی خودشو بپردازه."

 

3. To ante up

To ante up

پولی را به کسی بپردازید (شبیهبه اصطلاح قبلیست).

این عبارت ریشه در بازی پوکر دارد، که بازیکنان در آن پولشان را قبل از اینکه کارت ها پخش شوند، گرو میگذارند. اگر این اصطلاح برایتان آشناست، بخاطر کلمه ی ante هست که لاتین کلمه ی before است.

با گذر زمان استفاده از این اصطلاح تغییر یافته و به هر بدهی ای که پرداخت میشود، اشاره میکند- و فقط مخصوص پوکر نیست.

“You’d better ante up and give me that $10 I loaned you last week.”

" بهتره که تسویه حساب کنی و پولی که هفته ی پیش بهت قرض دادمو برگردونی."

این اصطلاح علاوه بر پرداخت پول، به پرداخت خدمات دیگری نیز اشاره دارد که فرد باید آنرا بپردازد.

Joe: “I’m tired of doing the housework by myself. You need to ante up or find a new roommate.”

Thomas: “I’m sorry. I’ll help more around the house.”

جو: "ازاینکه کار خونه رو تنهایی انجام میدم، خسته شدم. تو هم باید تو اینکار مشارکت کنی (کمک کنی) یا یک هم اتاقی جدید پیدا کنی."

توماس:" ببخشید، منبعد تو کارای خونه بیشتر کمکت میکنم."

دراین جمله، جو از این اصطلاح استفاده میکند تا به توماس بگوید  که باید در کار خانه به او کمک کند.

اصطلاح to up the ante مشابه اصطلاح بالاست و به معنای "افزایش سهام/شرط  است." در بازی پوکر، وقتیکه بازیکنان پولی که گرو میگذارند را بالا میبرند، از کسیکه قبل آنهاست پول بیشتری را شرط بندی میکنند. این اصطلاح در مکالمات روزمره ،زمانیکه شخصی پول شرط بندی خود را بالا میبرد یا قبول میکند که بالا ببرد هم استفاده میشود.

“Susan agreed to type up the group report, but Billy upped the ante when he said he’d type, print and deliver the report to Professor Stephens.”

“I wanted to place a $10 bet on the soccer match, but Daniel upped the ante and raised the bet to $50.”

" سوزان قبول کرد که گزارش گروه را تایپ کنه، اما بیلی وقتیکه گفت گزارش رو تایپ و پرینت میکنه و برا استاد استفان میفرسته، ارزش کار خودشو بالا برد(رو دست سوزان بلند شد)."

" میخواستم 20 دلار روی مسابقه ی فوتبال شرط بندی کردم، اما دانیال رو دستم بلند شد و شرط و تا 50 دلار بالا برد."

 

4. Break even

break even

نه پولی به دست بیاورید و نه پولی را از دست بدهید.

“The trip to the beach cost me $100, but I almost broke even after winning $90 in a contest.”

" سفر به ساحل برام 100 دلار آب خورد، اما  بعد اینکه تو مباحثه 90 دلار بردم، حسابم یر به  یر شد. "

 

5. Break the bank

break the bank

چیزی که بسیار گران باشد.

“Taking a week-long vacation would break the bank. There’s no way I could afford to do it.”

" رفتن به یک تعطیلات یک هفته ای بسیار هزینه بر خواهد بود. هیچ راهی ندارم که بتونم از پس هزینه هاش بربیام."

 

6. To be closefisted

To be closefisted

این اصطلاح  به کسی اطلاق میشود که نمی خواهد پول خرج کند. مشابه خسیس بودن است.

“Carl is so closefisted, he won’t even buy snacks for the Christmas party.”

" کارل خیلی خسیسه،حتی نمیخواد برای جشن کریسمس اسنک بخره."

 

7. To go Dutch

To go Dutch

یعنی در یک رستوران، هرکس پول غذای خودش را حساب کند.

“We had a date last night and we went Dutch. I paid for my coffee and she paid for her salad.”

" دیشب یک قرار داشتیم و دنگی حساب کردیم. من پول قهوه ی خودم رو دادم و اونم پول سالاد خودشو داد."

 

8. Shell out money/ to fork over money

پرداختن پول چیزی (که اغلب گران است).

“I wish I didn’t buy that new car now that I’m shelling out $1,000 a month in payments.”

“She had to fork over a lot of money for traffic fines last month.”

" کاش اون ماشین نو رو نمیخریدم، حالا باید ماهی 1000 دلار پرداخت کنم."

" اون ماه پیش باید برای جرایم رانندگیش پول زیادی رو پرداخت میکرد."

 

9. Midas touch

Midas touch

این اصطلاح برای کسانیکه به راحتی میتوانند درآمد زایی کنند، استفاده میشود.این اصطلاح به داستان شاه میداس برمیگردد، که به هر چیزی که دست میزد به طلا تبدیل میشد.

“Jane really has the Midas touch. Every business she starts becomes very successful.”

" جین واقعا استعداد خارق العاده ای در پول دراوردن دارد. وارد هر تجارتی که میشود، در آن موفق میشود."  

 

10. In the red/ In the black

in the red

in the black

بیشتر از پولی که به دست می آورید، ضرر کنید (در مضیقه بودن).  

“I’m in the red this month after paying that speeding ticket. I’ll need to find some work over the weekend for extra money.”

"این ماه بعد از اینکه پول بلیط مسابقه ی دوی سرعت رو دادم، ضرر کردم. باید برای پول بیشتر تا آخر هفته کاری پیدا کنم."

برعکس این اصطلاح،  being in the black هست که یعنی میزان درآمدتان بیشتر از ضرریست که کرده اید.

“After working a couple of small jobs over the weekend, I earned an extra $500 and am back in the black.”

"بعد ازانجام دادن دو سه تا کار کوچیک در طول هفته،500دلار اضافی گرفتم و تونستم ضررمو جبران کنم."

پست های مرتبط