آموزش و تقویت واژگان زبان آلمانی

آموزش و تقویت واژگان زبان آلمانی

آموزش و تقویت واژگان زبان آلمانی

زبان آلمانی قرن‌هاست تکلم می‌شود و امروزه به‌عنوان زبان اول میلیون‌ها نفر در سراسر اروپاست. برخلاف زبان‌هایی همچون انگلیسی که اخیراً توسعه یافته‌اند زبان آلمانی پیچیدگی ساختار و گرامر خود را حفظ کرده‌است. اما عجیب نیست که آلمانی‌های امروزی عبارات را به شکلی استفاده می‌کنند که قرن‌های گذشته مرسوم نبوده است و این درخصوص هر زبانی طبیعی است. برای مثال واژگان زبان آلمانی با توجه به شرایطی مثل تکنولوژی مدرن و روش‌های جدید برقراری ارتباط دچار تغییراتی شده‌اند.
در زبان آلمانی گاهی اوقات تفاوت زیادی بین چگونگی صحبت‌کردن با دوستان و خانواده و صحبت و مکاتبه در فضای رسمی همچون اداره وجود دارد.
درست است که این مسئله درخصوص هر زبانی صدق می‌کند اما آلمانی زبان‌ها توجه به‌خصوصی در استفاده زبان متناسب با شرایط دارند. این یکی از دلایلی است که باید زبان آلمانی را از کسی یاد بگیرید که تمام تفاوت‌های آن را همچون یک زبان اصل می‌داند. این تنها راهی است برای اینکه بدانید آلمانی‌ای که در حال یادگیری آن هستید به‌روز و مناسب است.
زبان آلمانی همچنین یک خصوصیت دیگر دارد که ممکن است برای زبان‌آموزان آن مشکل ایجاد کند: جملات آلمان اغلب شامل چند عبارت فرعی (Nebensätzen) هستند که ممکن است در ابتدا معنای آن جمله را مبهم جلوه دهند. این ساختار گاهی اوقات منجر به جملات بسیار طولانی می‌شود اما مردم در مکالمات روزمره زیاد از این جملات طولانی استفاده نمی‌کنند. یادگیری آلمانی از طریق یک آلمانی‌زبان اصل یک راه بسیار خوب برای دانستن تفاوت بین زبان گفتار و نوشتار است.

 

آلمانی‌ها از چند واژه استفاده می‌کنند؟

یادگیری زبان المانی

شمارش تعداد دقیق واژگان هر زبانی امری غیرممکن است زیرا هر کلمه اشکال مختلفی همچون شکل جمع و پایان‌های متفاوت خود را دارد. اما اکثر دیکشنری‌های آلمانی حدود 75000 واژه را در خود جای می‌دهند که اکثر آن‌ها دارای ریشه آلمانی باستان، لاتین، فرانسوی و یا انگلیسی هستند.
آن‌طور که تخمین‌ها نشان می‌دهند آلمانی‌ها از حدود 3000 کلمه به‌طور معمول استفاده می‌کنند اما افرادی  همچون پزشکان، دانشمندان و … که از این زبان به‌طور تخصصی‌تریاستفاده می‌کنند کلمات بیشتری در دایرۀ واژگان خود دارند.
اما وجود بیش از 70000 کلمه در این زبان بیانگر این است که آلمانی‌ها از بسیاری از کلمات تنها در مناسبات و شرایط خاص استفاده می‌کنند. تخمین کلی دایره لغات به‌خاطر شکل‌های مختلف قرارگرفتن کلمات آلمانی در کنار یکدیگر امری‌ مشکل است. این موارد برای زبان‌آموزان مبتدی مقداری سخت است اما هنگامی که آن‌ها را یاد می‌گیرند و کامل متوجه می‌شوند برایشان جذاب و آسان خواهد شد.

 

اصطلاحات عامیانه در آلمانی چگونه استفاده می‌شوند؟

یادگیری زبان آلمانی

آلمانی مدرن واژگان بیشماری دارد که در شرایط و فضای غیررسمی استفاده می‌شوند. گرچه اصطلاحات عامیانه در شکل رسمی نوشتاری جایگاهی ندارند اما زبان‌آموزان باید مقداری از آن‌ها را که در هنگام مکالمات روزمره، تماشای تلوزیون و …که با آن ها رو به رو میشوند، یاد بگیرند. یادگیری با یک زبان اصل بهترین راه برای اطمینان از به‌روز بودن واژگانی است که فرا می‌گیرید.

در اینجا مثال‌هایی از زبان روزمره و غیررسمی آلمانی را برایتان مطرح کرده‌ایم:

• کلمه آلمانی: fett
معنا: خیلی خوب
نمونه استفاده از آن: Das ist aber fett
معنا: این عالی است! 
واژگان زبان آلمانی

• کلمه: platt
معنا: خسته
نمونه: Ich bin platt
معنا: من خسته هستم./بسیار خسته هستم.

• کلمه: kumple
معنا: داداش
نمونه: ?Was geht ab, kumple
معنا: چخبر داداش؟

• کلمه: gebongt
معنا: موافقم 
نمونه: Treffen wir uns morgen um zwei? – Ok, ist gebongt
معنا: چطور فردا 2 بعد از ظهر هم دیگر رو ببینیم؟ اوکی، موافقم.

• کلمه: abhängen 
معنا: وقت گذرانی با شخصی
نمونه: Lass‘ uns heute einen Film schauen und abhängen
معنا: بیا یک فیلمی ببینیم و باهم وقت بگذرونیم و بیرون بریم.

• کلمه: schnuppe
معنا: بی‌اهمیت
نمونه: Das ist mir schnuppe 
معنا: واسم مهم‌‌ نیست

• کلمه: Kohle
معنا: پول
نمونه: Die Kohle zum Fenster rausschmeißen 
معنا: دور انداختن یا هدردادن پول

• کلمه: blaumachen
معنا: تمارض کردن 
نمونه: Ich mache heute blau
معنا: امروز را به بهانۀ بیماری مرخصی گرفتم.

• کلمه Zoff
معنا: دردسر
نمونه: !Mach hier keinen Zoff
معنا: این کار را اینجا نکن. (ممنوع و دردسر است).

• کلمه: durchgeknallt
معنا: دیوانه
نمونه: Sie ist völlig durchgeknallt
معنا: او کاملاً دیوانه است.

پست های مرتبط