جمع کردن اسم ها در زبان آلمانی

  اسم جمع در زبان آلمانی | آموزش نحوه ی جمع کردن اسم ها در زبان آلمانی

تصمیم گرفتن درمورد نحوه ی جمع بستن یک اسم آلمانی ، یک جنبه ی پرزحمت آن زبان است، زیرا اسم های جمع به یکی ازاین 9 روش ساخته میشوند، یعنی با اضافه کردن ¨, -e, ¨e, -er, ¨er, -n, -en, -s یا اینکه با اسم هیچ کاری نداشته باشید. یک ارتباط مستقیم بین جنس یک اسم و چگونگی ساخت شکل جمع آن اسم ، وجود دارد- فقط حروف پایانی خاصی میتوانند به جنس های خاصی اعمال شوند. تعدادی از تعمیمات به کار می آیند،حتی اگر استثنائات زیادی به این قانون وجود داشته باشند.

الف) یک اسم مذکر تک هجایی در زبان آلمانی شکل جمع خود را با اضافه کردن

¨e (Baum>Bäume)

میسازد، اگرچه بعضی اسم ها فقط

-e(Schuh > Schuhe)

اضافه میکنند.

ب) یک اسم مونث en (Tür - Türen) میگیرد.

پ) یک اسم خنثای تک هجایی ër (Haus> Häuser  )، اما بعضی اسم های خنثی e (Jahr> Jahre  ) میگیرند.

تقریبا تمام اسامی در زبان آلمانی به یکی از پنج گروه زیرتعلق دارند. قسمت زیر را بطور عمیق یاد بگیرید و به ندرت با استثنائات این قوانین سرو کارخواهید داشت. سیستمی که در قسمت زیر اعمال شده به این شکل است. هر گروه با قانون مد نظر شروع میشود، مثلا در حالت جمع تغییری نمیکنند. سپس تعریف اسم هایی که به آنگروه تعلق دارند را دنبال میکند و بعد استثنائات رایج آن قوانین فهرست میشوند. فهرست این استثنائات کامل نیست، اما تا اینجا آنها شامل رایج ترین اسم هایی میشوند که شما احتمالا با آنها مواجه میشوید. در بعضی از مثال ها، این فهرست ها شامل استثنائات مربوط به این قوانین نمیشوند، بلکه شامل اسم هایی میشوند که قانون مورد بحث به آنها اعمال میشود، زیرا تعداد اسم های مربوطه محدود اند. اگر اکنون کمی زمان صرف یادگیری این مطالب کنید، بعدا کارتان خیلی راحتتر میشود.

 

6.2.1 گروه یک: من در شکل جمع تغییری نمیکنم

1. اسم های مذکر و خنثایی که به  -el, -en و –er ختم میشوند، مثل der Beutel, der Balken, das Fenster.

2. اسم های کوچکی که به –chen و –lein  ختم میشوند، مثل das Männchen, das Büchlein.

3. اسم های خنثایی که با –Ge شروع شده و به –e ختم میشوند، مثل Gebäude

4. دو اسم مونثِ die Mutter and die Tochter در زبان آلمانی که تبدیل میشوند به Mütter and Töchter 

این اسم های مذکر در قسمت پایانی خود چیزی نمیگیرند اما در شکل جمع علامت (  ̈ ):

der Schaden der Laden der Faden der Acker
der Schnabel der Mangel der Garten der Apfel
der Vater der Mantel  der Graben der Boden
der Vogel der Nagel der Hammer der Bogen
Also: das Kloster der Ofen der Kasten der Bruder

 

6.2.2 گروه 2: ë یا –e اضافه کنید (البته اگر مصوت نمیتواند علامت  (  ̈ )بگیرد)

1. اسم های مذکرِ یک سیلابی(تعدادی از اسم های دوسیلابی هم جزو این گروهند)، مثل Baum, Stuhl

2. بعضی از اسم های خنثایِ یک سیلابی (که در اینجا فهرست شده اند)؛ هیچکدامشان علامت (  ̈ ) نمیگیرند، بجز das Floß.

3. بعضی از اسم های مونث تک سیلابی (اینجا فهرست شده اند)

4. اسم های مذکر و خنثایی که به -ich, -ig, -ing, -nis, -sal ختم میشوند، مثل der König, der Jüngling, das Gefängnis (توجه داشته باشید: اسم هایی که به –nis ختم میشوند، در حالت جمع به –niss ختم میشوند).

5. اسم های مذکر و خنثایی که با Ge شروع شده و به یک سیلاب استرس دار ختم میشوند، مثل das Gebet (گروه 3 را برای تعدادی از استثنائات اسامی خنثا ببینید).

این اسم های مذکر در شکل جمع علامت  ( ̈ ) نمیگیرند:

der Tag der Ruf der Mond der Flur der Arm
  der Schuh der Ort der Hund der Besuch
  der Stoff  der Punkt der Monat der Dom

 

این اسم های مونث علامت ( ̈ ) نمیگیرند (اسم های خنثای گروه 2 نیز این علامت را نمیگیرند بجز Floß):

das Wort* das Tier das Schwein  das Pult das Haar das Bein
  das Tor das Spiel das Schaf das Jahr das Boot
  das Werk das Stück das Schiff  das Pferd das Ding

 

* این کلمه در گروه 3 نیز یافت شد اما با یک معنی متفاوت، یعنی Worte یک اشاره ی جمعی به چیزیست که کسی گفته، مثل Gottes Worte (کلام خدا).

اینها متعارف ترین اسم های مونث این گروه هستند اما اسم های مونث بیشتری هم وجود دارند که اینجا نیامده:

die Angst die Gans die Luft die Nuss die Wurst
die Axt die Hand die Lust  die Schnur  
die Bank  die Haut die Macht die Stadt  
die Braut die Kraft die Maus die Sucht  
die Faust die Kuh die Nacht die Wand  
die Frucht die Kunst  die Not die Werkstatt  

 

6.2.3 گروه 3: ër یا er اضافه کنید (البته اگر مصوت نمیتواند علامت  (  ̈ )بگیرد )

 

1. تعداد کمی از اسم های مذکر (در اینجا فهرست شده اند)

2. چند اسم خنثی (که در اینجا فهرست شده اند)

3. اسم های مذکر و خنثی که به –tum ختم میشوند، مثل      .der Reichtum, das Altertum

 

این ها شامل اسم های مذکری هستند که به –tum ختم نمیشوند: 

der Strauch der Mann der Geist
der Wald der Mund der Gott
der Wurm  der Rand der Leib

 

این یک نمونه از اسم های خنثی در زبان آلمانیست  ولی اسامی خنثای بیشتری وجود دارند که در اینجا ذکر نشده اند:

das Amt das Feld das Haus das Loch
das Bad das Gehalt das Huhn das Maul
 das Band das Geld das Kalb das Nest
das Bild das Gesicht das Kind das Rad
das Buch das Gespenst das Lamm das Schloss
das Dach das Glas das Land das Tal
das Dorf das Glied das Licht das Volk
das Ei das Grab  das Lied das Wort*

 

* این کلمه در گروه 2 نیز بود اما با یک معنی متفاوت، اینجا یعنی Wörter به حرف ها و گفته های فردی اشاره میکند، نه حرف بعنوان یک چیز جمعی، مثل das Wörterbuch (دیکشنری).

 

 

6.2.4 گروه4: -n یا –en اضافه کنید

1. اغلب اسم های مونث (یعنی همه ی آنهایی که در گروه 2 فهرست نشده اند)

2. اسم های ضعیف مذکر، که به آنها n-nouns هم میگویند (یعنی همه ی اسم هایی که به –e ختم میشوند، بعلاوه ی آنهایی که اینجا لیست شدند)

3. تعدادی از اسم های خنثی (که در اینجا فهرست شده اند)

 

این اسم های مذکر ضعیف در زبان آلمانی هستند، اگرچه به –e ختم نمیشوند:

der Bär der Graf  der Präsident
der Bauer der Held der Prinz
der Dozent der Herr der Soldat
der Elefant der Kamerad der Spatz
der Fink der Mensch der Student
der Fürst der Nachbar der Vorfahr

 

اینها چند تا از اسم های خنثای این گروه هستند:

 

das Auge das Hemd  das Interesse
das Bett das Herz das Ohr
das Ende das Insekt  

 

6.2.5 گروه5: -s اضافه کنید

1. اسم های بیگانه ای که به -a, -i, -o و –u ختم میشوند، مثل das Sofa, das Taxi, das Auto, das Känguru.

2. کلمات قرضی انگلیسی که به –y ختم میشوند، مثل  das Baby, das Hobby, das Handy

3. تعدادی از کلمات قرضی انگلیسی و فرانسوی: der Park, der Scheck, die Bar, die Band, das Hotel, das Modem, das Restaurant

 

6.3 دادن علامت تصغیر به اسم ها در زبان آلمانی

در زبان آلمانی دو روش برای نشان دادن کوچکی وجود دارد، یکی اضافه کردن –chen یا –lein به یک اسم همزمان با دادن علامت (  ̈ ) به مصوت در ریشه ی هجا،مشروط بر اینکه مصوت بتواند این علامت را بگیرد، مثل das Haus > das Häuschen, der Tisch > das Tischlein. اینروزها –lein کمی شاعرانه یا قدیمی به نظر میرسد. در عمل، از –chen بیشتر از –lein استفاده میشود، پس خودتان را بیشتر به –chen بچسبانید. تمام اسم های تصغیر شده، فرقی نمیکند که جنس اصلیشان چه باشد، زمانیکه هر کدام از این حروف پایانی را بگیرند، خنثی میشوند.

اگرچه بصورت نظری هر اسم تک سیلابی میتواند به همه ی این روشها کوچک شود، اما بهتر است از علامت های تصغیری که قبلا آنها را ندیده یا نشنیده اید استفاده نکیند؛ زیرا استفاده از آنها به ندرت ضروری میشود. مثلا اگر میخواهید بگویید "یک کارت کوچک"، میتوانید این را هم با eine kleine Karte و هم با ein (kleines) Kärtchen نشان دهید، که هر دوی اینها به یک اندازه درست اند.

اگرچه شکل کوچک شده، بصورت کلی مثال کوچکی از اسم مدنظر را نشان میدهد، اما شکل های کوچک شده ی شناخته شده ی بیشماری وجود دارند که معنی یک کلمه ی جدید را میدهند، برای مثال یک Fräulein درواقع یک Frau کوچک نیست بلکه یک زن مجرد است، Mädchen (شکل کوچک کلمه ی قدیمی  die Maid ‘maiden’) کلمه ی مصطلح برای دختر است، و یک  Brötchen یک نان رولی است، نه یک قرص نان کوچک. مذکر و مونث بودن حیوانات از طریق کلماتی مانند  Männchen و  Weibchen منتقل میشود، که بطور نظری میتوانند به ترتیب معنای "مرد کوچک" و "زن کوچک" را بدهند، اما دومی مثال خوبی از بار معنایی اضافه شده است که زمانی اتفاق میفتد که یک اسم کوچک شده و اینکه چرا باید در مورد علامت های تصغیر جانب احتیاط را رعایت کنید، زیرا Weibchen میتواند به معنای "زن کوچک" (همان زن) یا "زن احمق" نیز باشد. حیوانات کوچک غالبا شکل های تصغیر شده هستند، مثل Kätzchen (بچه گربه)، Kätzchen (بچه گرگ).

در جنوب آلمان حروف پایانیِ  -l, -el, -erl و –ele عموما شنیده میشوند و گهگاه هم نوشته میشوند، مثل

das Mäde(r)l, das Backhendl (= Backhähnchen ( مرغ سرخ شده, das Dirndl(kleid) (لباس قدیمی زنانه در جنوب)

در سوئیس، حرف پایانی –li در آلمانی محاوره ای استفاده میشود، مثل das Müesli (موسلی)، das Maidli (دختر)، das Tischli (میز).

اگر میخواهید میزان کوچکی چیزی را بیان کنید، استفاده از حرف تصغیر پایانی، شما را از استفاده از صفتی مثل  klein (کوچک)، یا winzig (ریز) با اسم مد نظر باز نمیدارد، مثلا

Meine Tante hat ein kleines Ferienhäuschen auf Helgoland.

عمه ی من یک خانه ی بسیار کوچک مخصوص تعطیلات در هلیگولند دارد.

علامت های تصغیر در زبان آلمانی بویژه در داستان های جن و پری که عنوان هایشان حاوی علامت تصغیر هستند، نیز رایج اند، مثل Aschenbrödel/Aschenputtel (سیندرلا)، Dornröschen (زیبای خفته)، Hänsel und Gretel (هانسل و گرتل)، Rotkäppchen (شنل قرمزی)، Rumpelstilzchen (رامپل استیلیکین).

 

6.4 اسم شهر ها در زبان آلمانی

 6.4.1 نام شهر های آلمان

نام تعدادی از شهرهای شناخته شده ی آلمانی زبان در زبان المانی با انگلیسی متفاوت است. در قسمت زیر جاییکه استرس در انگلیسی فرق میکند، علامت '  قبل از سیلاب استرس دار می اید:

Basel Bâle
Hameln Hamlin
Han'nover Hanover
'Koblenz Coblence
Köln Cologne
München Munich
Nürnberg Nuremberg
Wien Vienna
Zürich Zurich

 

6.4.2 نام شهر های خارجی به زبان آلمانی

نام بسیاری از شهر های سراسر دنیا در زبان آلمانی با انگلیسی تفاوت دارد؛ تفاوت های ذکر شده مهم ترین ها هستند؛ گاهی اوقات، تفاوت صرفا محدود به املای یک حرف است. بعضی ازشهر ها مثل زبان انگلیسی هجی میشوند، و در نتیجه در اینجا ذکر نشدند، اما تلفظشان در زبان آلمانی متفاوت است، مثل

Pa'ris, Stockholm (pron. shtockholm).

 

Ant'werpen Antwerp Brügge Bruges
A'then Athens Brüssel Brussels
Bagdad Baghdad Bukarest  Bucharest
Belgrad Belgrade Damaskus Damascus
Breslau Wroclaw Danzig Gdansk
Den Haag The Hague Nizza  Nice
Flo'renz Florence Ost'ende Ostend
Genf Geneva Peking Beijing
Kairo Cairo Piräus Pireus
Kalkutta Calcutta Pjöngjang Pyongyang
Kanton Canton Prag Prague
Kapstadt Cape Town  Pressburg Bratislava
Karatschi Karachi  Rangun Rangoon
Khartum  Khartoum Reval Talinn
Kiew Kiev Riad Riyadh
Königsberg Kaliningrad Rom Rome
Kopenhagen Copenhagen  Sankt Petersburg Saint P.
Kopenhagen Copenhagen  Sankt Petersburg Saint P.
 Laibach Ljubljana Sevilla Seville
 Lissabon Lisbon Singapur Singapore
 Löwen Louvain Straßburg Strasbourg
Lüttich Liège  'Tanger Tangiers
Lu'zern Lucerne Teheran Tehran
Mailand Milan  'Tifl is Tbilisi
Mexiko-Stadt M. City Tokio Tokyo
Moskau Moscow Tripolis  Tripoli
Neu-Delhi New Delhi Warschau Warsaw
Nimwegen Nijmegen Wilna  Vilnius

 

6.4.3 ساکنان شهرها در زبان آلمانی

ساکنان مذکر شهر ها را با اضافه کردن –er به اسم مشخص میکنند، مثل Berlin >  der Berliner، و ساکنان مونث با اضافه کردن –in به این مشخص میشوند، مثل . die Berlinerin. شکل جمع آنها به ترتیب اینگونه است:  die Berliner و die Berlinerinnen. شکل صفت چنین اسم مکان هایی نیز به –er ختم میشود و صرف نشدنیست، مثل  der Kölner Dom, der Münchner Hauptbahnhof

6.5 ساکنان کشورها در زبان آلمانی

ملیت ها همچون زبان انگلیسی از اسم کشور ها نشات میگیرند، مثل Norwegen/der Norweger (نروژ/ اهل نروژ). تمام ملیت ها یکی از این دو الگو را دنبال میکنند- یا به –er ختم شوند و یا به –e . ساکنان مذکر که به –er ختم میشوند، در شکل جمع تغییری نمیکنند و ساکنان مونث برای جمع شدن –in را با یک –innen جمع اضافه میکنندف مثل England (انگلستان)، der Engländer  (مرد انگلیسی)،

die Engländer (مردهای انگلیسی/ مذکر و مونث انگلیسی) ، die Engländerin (زن انگلیسی) ، die Engländerinnen (زنان انگلیسی/ انگلیسی (مونث)). ساکنان مردی که به –e ختم میشوند، اسم هایn یا n-nouns هستند، مانند Ungar و Zypriot ؛ معادل مونث آن به –in ختم میشود و قطعا ضعیف نیست، مثل Schweden (سودان)، der Schwede (اهل سوئد)، die Schweden (اهالی سوئد)، die Schwedin (زن سوئدی)، die Schwedinnen (زنان سوئدی).

فقط یک استثنا در این دو الگو برای ریشه ی ملیت ها وجود دارد، مثل ‘the German’. Der Deutsche یک اسم صفتی است، در نتیجه معادل مونث آن میشود die Deutsche. تفاوت بین der Deutsche و der Schwede ، همانگونه که در اینجا نشان داده شد، خیلی به چشم نمی آید، اما کافیست حرفتعریف را در مقابل آنها بگذارید تا تفاوتشان را ببینید، برای مثال ein Schwede و ein Deutscher. همین اتفاق برای viele میفتد، برای مثال: viele Schwedinnen (بسیاری از زنان سوئدی) اما viele Deutsche [Frauen] (بسیاری از زنان آلمانی).

 

6.6 مونث سازی فعل عامل در زبان آلمانی

زبان آلمانی برخلاف انگلیسی زبانی بخاطر وجود گرامر جنسیتی، سکسی است. شما نمیتوانید این حقیقت را کتمان کنید که در زبان آلمانی Maler (نقاش) مذکر است، در حالیکه معادل انگلیسی این کلمه میتواند به کسی از هر دو جنس اشاره کند که رنگ میزند. شکل مونث مشاغل مثل ملیت ها، باید از شکل مذکر ریشه گرفته باشند. برای اینکار، فقط –in را به شکل مذکر آن اضافه میکنید، مثل

der Maler >die Malerin, der Journalist > die Journalistin, der Sekretär > die Sekretärin.   

زمانیکه شکل مذکر یک n-noun است و به –e ختم میشود، -e با –in جابجا میشود، مثل

der Beate>die Beamtin (خدمات شهری). چند شغل مونث قدیمی وجود دارند که باعث ایجاد شکل های دیگری شده، مثل Krankenschwester (پرستار (مونث))، der Krankenpfleger (پرستار (مذکر))، که میتوانند منجر به ساختن die Krankenpflegerin شوند.

اگر به ترکیبی از گروه های مذکر و مونثِ یک شغل یا ملیت در زبان آلمانی اشاره میکنید، شکل مذکر از قدیم بر مونث میچربد. 

Alle Lehrer an dieser Schule kriegen nächsten Montag frei.

همه ی معلمان در این مدرسه، دوشنبه ی هفته ی بعد تعطیل شده اند.

Alle Polen kaufen gern in Deutschland ein.

همه ی لهستانی ها خرید کردن در آلمان را دوست دارند.

در این برهه ی سیاسی درست، زمانیکه ترکیبی از گروه های شغلی مد نظر را موردخطاب قرار میدهید، استفاده کردن از هر دو شکل مذکر و مونث و نیز ابتدا به شکل مونث اشاره کردن، بسیار رایج است.

Liebe Lehrerinnen und Lehrer(در ابتدای سخنرانی)

معلمان عزیز

د رحالت نوشتار، شکل جامع ذیل، با مشاغل استفاده میشود: LehrerInnen. مقدمه ی بالا در یک سخنرانی ممکن است در یک نامه بصورت Liebe LehrerInnen نوشته شود، اما اگر بلند خوانده شود، به این شکل خوانده میشود: Liebe Lehrerinnen und Lehrer.

 

6.7 اسم های صفت ساز در زبان آلمانی

یک اسم صفت ساز، اسمی ست که از یک صفت تشکیل شده باشد. اینکار ابتدا با صفاتی که به چیزهای مذکر و مونث اشاره دارند، انجام میشود. برای مثال میتوانید "یک مرد نابینا" را به یکی از این دو روش نشان دهید، یا بصورت ein blinder Mann یا بصورت  ein Blinder ، که صفت با حرف بزرگ نوشته شده و اسم مفهوم میشود. همچنین در مورد "یک زن نابینا" هم داریم: eine blinde Frau یا eine Blinde. و در حالت جمع، "مردم نابینا" میتواند بصورت Blinde نشان داده شود، که "مردم" مفهوم میشود. اما صفت بودن در جاییکه اسم بعدی اشاره میشود، این اسم های صفت ساز مثل صفت ها صرف شده اند، که یعنی تمام مثال های بالا ممکن است اگر قبلشان یک حرف تعریف بیاید تغییر کنند،مثل der Blinde (مرد نابینا)، die Blinden (نابینا). در حالت جمع ما کاری مشابه به زبان انگلیسی انجام میدهیم، یعنی the blind, the poor, the living وغیره. چنین اسم هایی، از تعداد محدودی از صفت های کلی ریشه گرفته اند. تعدادی از چنین صفت هایی از صفت های مفعولی گذشته (که با یک ستاره نشان داده شده اند) ریشه گرفته اند و تعدادی هم از صفت های مفعولی حال(که با دو ستاره نشان داده شده اند)ریشه گرفته اند، این یک فهرست نمونه است:

der/die Alte       زن/مرد/فرد پیر

der/die Arme       مرد/ زن/ فرد فقیر          

der/die Angeklagte*    متهم                                                 

der/die Angestellte*کارمند      

der/die Anwesende** فرد حاضر، آماده        

der/die Arbeitsloseمرد/ زن/ فرد بیکار    

der Beamte1مامور        

der/die Bekannte*آشنایان         

der/die Deutsche2آلمانی        

der/die Erwachsene*بالغ/ بزرگ     

der/die Fremdeغریبه         

der/die Gefangene*زندانی        

der/die Kranke مرد/ زن/ فرد بیمار        

der/die Reicheمرد/ زن/ فرد ثروتمند     

der/die Reisende**مسافر         

der/die Schuldige مرد/ زن/ فرد گناهکار    

der/die Toteمرد/ زن/ فرد مرده    

der/die Verwandte*خویشاوندان        

نکات:

1- شکل مونث این کلمه، یک اسم صفت ساز نیست بلکه یک اسم معمولیست که به –in ختم میشود، مثل  die Beamtin (مامور زن).

2- از بین تمام ملیت ها، این فقط آلمانیست که با یک اسم صفت ساز نشان داده میشود(قسمت 6.5.1 را ببینید).

 

6.7.1 اسم های صفت ساز خنثی در زبان آلمانی

گروه کوچک دیگری از اسم های صفت ساز وجود دارندکه خنثی اند. این اسم ها مانند موارد بالایی به افراد اشاره نمیکنند، بلکه معمولا به مفاهیم انتزاعی اشار دارند، مثل das Gute/Schlechte/Blöde daran (چیز خوب/ بد/ احمقانه راجع به ان). چنین اسم های صفت ساز خنثایی عموما ضمائر شخصیِ  alles, etwas, nichts, viel و  wenig ، صفات پایانی ضعیف که بعد از alles استفاده میشوند و صفات پایانی قوی که بعد از هر چیز می آیند را دنبال میکنند.

Ich habe schon alles Mögliche probiert.

قبلا هر چیز ممکنی را امتحان کرده ام.

Auf wiedersehen. Alles Gute.

خداحافظ. با آرزوی بهترین ها.

Das ist nichts Neues/etwas Besonderes.

آن چیز جدیدی نیست/ چیز خاصیست.

Er hatte viel/wenig Positives zu berichten.

او یک عالمه/ چند تا چیز مثبت برای گزارش داشت.

 

چنین شکل هایی گاه و بیگاه در بسترهای دیگر هم اتفاق میفتند، مثل Gehacktes (گوشت خردشده). حروف پایانی بر اساس وابسته ی پیشرویی که در مقابلش قرار دارد تغییر میکند، زیرا، بخاطر بیاورید که آن معنای یک اسم ولی شکل یک صفت را دارد.

Dieses Gehackte riecht nicht gut./Ich muss noch Gehacktes fürs Abendessen kaufen.  

این گوشت بوی خوبی نمیده/ من باید باز برای شام گوشت بخرم.

 

6.8 اسامی مرکب در زبان آلمانی

همانطور که در بخش 2.4 اشاره شد، زبان آلمانی اسم های مرکب را با خط به یکدیگر نمیچسباند، بلکه خود کلمات را بهم میچسباند، حتی اگر کلمه ی خیلی بلندی به نظر برسد، مثل Balkonsonnenbader (حمام آفتاب در بالکن)، Hupverbotsbeachter (کسیکه ممنوعیت شیپورزنی را رصد میکند). زمانیکه اسم ها به این روش به یکدیگر متصل شوند، جنس عنصر آخر را میگیرند، مثل die Küche (آشپزخانه)، der Tisch (میز)، der Küchentisch (میز آشپزخانه).

مثال های بالا، پیچیدگی ساختن چنین ترکیباتب را نشان میدهند که متاسفانه نمیشود برای آنها فرمول خطی ای نوشت. Balkonsonnenbader از طریق اسم های Balkon+ Sonne+ Bader ساخته شده، کلمه ی Küchentisch از طریق Küche+ Tisch و کلمه ی Hupverbotsbeachter از طریق Hup+ Verbot+ Beachter ساخته شده اند. به n میانی  در دو مثال نخست و به s میانی در مثال آخر توجه کنید. این صداها در میان ترکیبات بیشمار اینچنینی جا داده شده اند. گویندگان بومی میتوانند زمانیکه لازم باشد، ان صدا را بشنوند اما ساختن فرمول هایی که به غیربومیان کمک کند، کار بسیار دشواریست. تقریبا تنها چیزی که میشود آنرا با قطعیت گفت این است که همانطور که در مثال های بالا نشان داده شد، اگر کلمه ای به –e ختم شود، زمانیکه کلمه ی دیگری به آن متصل میشود، این کلمه n میگیرد. از آنجاییکه در مورد ترکیبات هرجا لازم شد، فقط میتوان گفت که: زمانیکه اسمی به –heit/ -keit یا –ung ختم میشود، یک s باید اعمال شود، مثل Gelegenheitsarbeit (کار غیرمهم)، Zeitungszar (شخصیت مهم رسانه ای). در موارد نادر، این –es- است که اعمال میشود، مثل  Jahreszeit (فصل)، Meeresspiegel (سطح آب دریا). در غیراینصورت، تا جاییکه به s مربوط میشود، شما فقط باید ببینید و کپی کنید.

برای کلمات مرکبی مثل der Rotwein (شراب قرمز)، زبان آلمانی بجای اینکه صفت را بعنوان یک صفت مستقیم صرف کند، آنرا را قبل از اسم می آورد.