نقش حروف تعریف در زبان آلمانی

حروف تعریف و سایر وابسته های پیشرو در زبان آلمانی

حرف تعریف، نام کلی ای برای حرف تعریف معین و نامعین است. در زبان انگلیسی حرف تعریف معین ، ‘the’ و حرف تعریف نامعین، ‘a/an’ است. عبارت ‘the man’ که به یک مرد مشخص یا معین دلالت دارد را با ‘a man’ که به معنای هر مردی، نه یک مرد بخصوص است، مقایسه کنید. این حروف تعریف در زبان آلمانی، همانطور که در جدول 1-5 نشان داده میشوند، بر اساس جنسیت، تعداد، و حالت متغیر هستند.

نه تنها حروف تعریف بلکه سایر کلمات نیز میتوانند در کنار اسم ها قرار بگیرند و آنها نیز بر اساس جنسیت، تعداد، و حالت متفاوت اند، مثل diser (این/ این ها)، jeder (each/ every)(هر)، jener (آن/ آنها)، mancher (بسیار)، solcher (چنین)، welcher (که) و همچنین ضمائر ملکی (mein, dein, sein, ihr, unser, euer, Ihr/ ihr) . به تمام این کلمات، همراه با حروفا تعریف، مجموعا وابسته های پشرو میگویند. بسته به وابسته ی پیشرویی که قبل از اسم می آید، هر صفتی که بعد از آن می آید نیز منوط به حروف پایانی (که برای دادن نقش در اخر کلمه می اید) متفاوتی خواهد بود، تنوع در حروف پایانی وابسته ی پیشرو و صفت بعد از آن، احتمالا سخت ترین جنبه ی تسلط بر زبان آلمانیست. یک فوت و فنی که باید آموخته واز ان استفاده شود ، و نیز یک منطق و سیستم مهم برای همه ی اینها وجود دارد. و باید انها را برای روز مبادا نگهدارید.

5.1 حرف تعریف معین در زبان آلمانی

Pl N F M  
die das die der N
die das die den A
der des der des G
den dem der dem D

                         

حرف تعریف ‘the’ در زبان انگلیسی، نمیتوانست از این ساده تر نمیشود، در حالیکه حروف تعریف در زبان آلمانی بطور قابل ملاحظه ای پیچیده تر هستند. هر زمانیکه کلمه ی ‘the’ را  در زبان آلمانی میگویید، ابتدا باید از خود بپرسید آیا این اسم مذکر، مونث، خنثی،یا جمع است، دوم، آیا این اسم فاعل (nomative) ، مفعول مستقیم (accusative) یا مفعول غیرمستقیم (dative) است و یا مالکیت را نشان میدهد، و بعد از همه ی اینها، تصمیم بگیرید که کدامیک از 16 کلمه ی بالا برای این بستر مناسب اند. گفتن اینکه 16 شکل از حروف تعریف وجود دارند، کمی اغراق است زیرا تعدادی از این شکل ها بیشتر از یکبار رخ میدهند، این امر ممکن است زیرا این بستر و متن است که همواره منظور را مشخص میکند. بیایید den را بعنوان مثال در نظر بگیریم:

Die Frau hat den Mann in der Stadt getroffen.   (مذکر accusative )

آن زن، مرد (موردنظر) را در شهر دید

Der Schulleiter hat den Eltern einen Brief geschickt. (جمع dative)

آن مدیر برای والدین(the parents) یک نامه نوشت.

 

از آنجاییکه باید هر اسم جدید آلمانی را همرا با حرف تعریف معینش یاد بگیرید، در اینصورت از همان ابتدا خواهید دانست که یک اسم مذکر، مونث یا خنثاست، که کم و بیش مربوط به یادگیری ریشه ایست(تکنیک حفظ کردن که بر پایه ی تکرار است)، و در نتیجه تمام چیزی که باید به ان فکر کیند این است که چه حالتی برای متن مورد نظر منلسب است.  اگر ساختار عمومی یک جمله را بلد باشید، تعیین حالت مناسب

آسان است ،یعنی بدانید چه کسی کاری را بر روی چه کسی انجام میدهد.

نمونه ی der/ die/ das که در اینجا آورده شده، چندین نقش در زبان آلمانی را انجام میدهد که همه ی آنها ازطریق متن و بستری که در آن قرار دارند، مشخص و واضح اند، اما معانی متعددی که میتواند داشته باشد،برای مبتدی ها ممکن است گیج کننده باشد. علاوه بر ترجمه بصورت حرف تعریف معین، میواند بصورت "آن/ انها، ‘he/she/it’ ، و همچنین ضمایر موصولی ، ترجمه شود.

 

5.1.1 استفاده از حروف تعریف معین در زبان آلمانی

اگرچه در حالت کلی حرف تعریف در زبان آلمانی مانند زبان انگلیسی استفاده میشود، ولی حالت هایی وجود دارند که در آنها استفاده از حرف تعریف در زبان آلمانی ضروریست ولی در زبان انگلیسی نیازی نیست. بعضی از موارد شامل موقعیت هایی هستند که استفاده ی از آن قابل تعریف است، سایر موارد شامل اصطلاحات شخصی هستند.

الف) حرف تعریف همواره قبل از انواع زیادی از اسامی انتزاعی استفاده میشود:

die Geschichte تاریخ       

der Himmel بهشت        

die Hölle           جهنم

das Leben زندگی       

die Liebe عشق         

der Mensch بشریت         

die moderne Kunst هنر مدرن  

die Natur طبیعت        

der Tod مرگ       

Die Natur ist zu bewundern.

طبیعت باید تحسین شود.

Die Natur ist zu bewundern.

طولانی ترین جنگ تاریخ

So ist das Leben.

زندگی همینه.

 

ب) حرف تعریف همواره قبل از اسم شهرها و کشورها زمانیکه آنها قبل از یک صفت می آیند استفاده میشود:

das schöne Berlin

برلین زیبا

im damaligen Deutschland

در آن زمان در آلمان

پ) حرف تعریف همواره قبل از فصل ها استفاده میشود:

Der Frühling ist die schönste Jahreszeit.

بهار، زیباترین فصلاست.

Sie war im Winter in Australien.

او (مونث) هنگام پاییز در استرالیا بود.

ت) حرف تعریف همواره در وعده های غذایی بعد از حروف اضافه می آید:

nach/vor dem Abendessen

بعد/ قبل از شام

beim/zum Frühstück

در/ برای صبحانه

ث) حرف تعریف همواره قبل از اسامی خیابان ها استفاده میشود:

Ich wohne in der Friedrichstraße.

من در خیابان فریدریچ زندگی میکنم.

Es ist im Langenkampsweg passiert.

این در خیابان لنجنکمپ اتفاق افتاد.

ج) فقط اسامی بعضی از کشورها به حرف تعریف معین نیاز دارد (با ‘the Ukraine’ و ‘the Sudan’ مقایسه کنید):

مذکر مونث جمع
die Niederlande die Schweiz der Irak 
die Philippinen die Slowakei der Iran
die Vereinigten Staaten/die USA die Türkei der Libanon 
  die Ukraine der Sudan

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            

زمانیکه یک حرف اضافه هم در جمله وجود دارد، از حالت صحیح حرف تعریف معین استفاده کنید.

Er wohnt schon seit Jahren in der Türkei/im Irak.

او (مذکر) سالهاست که در ترکیه/ عراق زندگی میکند.

Wir fl iegen morgen in die Vereinigten Staaten.

ما فردا با هواپیما به ایالات متحده میرویم.

 

همین روش برای اسم تعدادی از منطقنیز قابل اعمال است:

das Elsass (ایالت آلزاس)

der Kosovo

die Lombardei (لمباردی)

die Normandie

die Toskana (توسکانی)

 

چ) حرف تعریف در اصطلاحات مختلفی همراه با حروف اضافه می آید که در این حالت حرف اضافه در زبان انگلیسی لازم نیست.

in die Stadt/in der Stadt به شهر / در شهر      

in die Kirche/in der Kirche به کلیسا/ در کلیسا   

in die Schule/in der Schule به مدرسه/ در مدرسه   

Die Schule beginnt um… مدرسه شروع میشود در... 

im Gefängnis در زندان        

an der Universität در دانشگاه     

in der Praxis در تمرین    

über/unter dem Meeresspiegelبالا/ زیر سطح دریا       

aus dem Deutschen übersetzen از آلمانی ترجمه کردن 

ins Deutsche übersetzen به آلمانی ترجمه کردن      

im zweiten Gang در دنده ی دوم        

mit dem Auto/Zug/Flugzeug etc. با ماشین/قطار/ هواپیما و غیره

mit der Hand با دست      

das nächste Malدفعه ی بعد        

 

5.2 سایر حروف تعریف صرف شده مثل der/die/das در زبان آلمانی

ممکن است یک متن شما را وادار کند به گفتن ‘this man’ (این مرد) به جای ‘the man’ یا ‘ان مرد’ (jener Mann) ، ‘هر مردی’ (jeder Mann) یا ‘کدام مرد’ (welcher Mann). هر کدام از این کلمات یک وابسته ی پیشرو هستند که حروف پایانی یکسانی مثل der/ die/ das به آخرشان اضافه میشود.  در اینجا، نمونه هایی برای diser و welcher آورده ایم، برای مثال:

PI N F M  
diese dieses diese dieser N
diese dieses diese   diesen A
dieser dieses dieser dieses G
diesen diesem dieser  Diesem D

 

PI N F M  
welche welches welche welcher N
welche welches welche welchen A
welcher welches welcher  welches G
welchen welchem welcher welchem D

 

حتی در زبان انگلیسی قبل از یک اسم جمع، "این" به "اینها" و "آن" به "آنها" تبدیل میشود که در اینجا به شما این امکان را میدهد تا بفهمید که زبان آلمانی چه کار میکند،

 

Dieses Haus (این خانه) 

diese Häuser (این خانه ها)

Jener (آن/آنها) واژه ایست که به ندرت در گفتار یا حتی نوشتار طبیعی با آن مواجه میشویم. در زبان آلمانی دو روش معمول تر برای نشان دادن "آن/ آنها" وجود دارند. روش اول، اضافه کردن der/die/das با تاکید است.

Den Namen kenne ich nicht.

من آن اسم را نمیشناسم. (معمولا با حرف تاکید شروع مشود)

Wir wohnen in d e m Haus.

ما در آن خانه زندگی میکنیم. (در نوشتار زبان آلمانی، فاصله گذاشتن نشانگر اهمیت و تاکید است)

 

روش دوم برای نشان دادن "آن/ آنها" استفاده کردن از dieser و dispensing با تفاوتی که در زبان انگلیسی بین ‘this’ و ‘that’ قائل میشویم، است:

Diesen Namen kenne ich nicht.

Wir wohnen in diesem Haus.

دو وابسته ی پیشروی دیگر نیز وجود دارند که حروف پایانی der/ die/ das را میگیرند اما اغلب در شکل های جمع دیده میشوند، یعنی mancher (تعدادی، بسیاری)، solcher (چنین).

Manche Leute mögen es so.

بعضی از مردم (= بسیاری از افراد) این را مثل آن دوست دارند.

Solche Leute kann ich nicht ausstehen.

من نمیتوانم چنین افرادی را/ افرادی مثل آن را تحمل کنم.

معمول ترین روش نشان دادن عبارت "یک چنین" ، بصورت solch ein است که ثابت است و در ان ein حذف میشود.

 

5.3 حرف تعریف نامعین در زبان آلمانی

N F M  
ein eine ein N
ein eine einen A
eines einer eines G
einem einer einem D

 

حرف تعریف نامعین ‘A’ یا ‘AN در انگلیسی،بسیار ساده است. مترادف آلمانی آن ein نه تنها به معنی’a/an’ بلکه به معنی ‘one’ (یک) نیز است. ‘one’ عددی، زمانیکه شمرده میشود، بصورت eins است،مثل eins, zwei, drei ، اما وقتیکه بعد از یک اسم می آید در هر دو حالت تمام حروف پایانی بالا را میگیرد، تفاوت معنایی بین ‘one’ و ‘a/an’ با مشخص کردن ‘one’ معلوم میشود و حرف پایانی نیز بوسیله ی جنسیت و حات اسم مشخص میشوند.

 

Sie hat nur e i n e n Sohn.

او فقط یک پسر دارد.

Sie hat einen Sohn.

او یک پسر دارد.

 

قطعا در نمونه ی بالا ستون چهارمی برای شکل های جمع وجود ندارد، برخلاف der/die/das زیرا باتوجه به تعریف ‘a/an’ ، یک اسم جمع نمیتواند بعد از آنها قرار بگیرد.

 

5.3.1 حذف حرف تعریف نامعین در زبان آلمانی

حرف تعریف نامعین گاها در زبان آلمانی حذف میشود، این در حالیست که در انگلیسی استفاده میشود.

الف) گاها بعد از حرف اضافه ی als حذف میشود.

Er hat seine Untertasse als Aschenbecher benutzt.

او (مذکر) از نعلبکیش بعنوانیک زیرسیگاری استفاده کرد.

ب) حرف تعریف عموما بعد از حرف اضافه ی ohne حذف میشود.

Er ist ohne Hut in dieser Hitze spazieren gegangen.

او در این گرما بدون یک کلاه به گردش رفته.

 

پ) حرف تعریف قبل از گفتن شغل و بعد از افعال ربطی حذف میشود، اما زمانیکه یک صفت قبل از شغل بیاید، همواره اعمال میشود:

Er ist Lehrer.

او یک معلم است.

Er ist ein sehr guter Lehrer.

او معلم بسیارخوبیست.

Er ist Vater geworden.

او پدر شده.

 

ت) حرف ربط قبل از گفتن ملیت ها بعد از افعال ربطی حذف میشود اما زمانیکه یک صفت قبل از ملیت بیاید همواره اعمال میشود:

Er ist Deutscher/Berliner.

او آلمانی/اهل برلین است.

Er ist ein waschechter Deutscher/Berliner.

او یک آلمانی/ برلینی اصیل است.

 

ث) حرف تعریف در اصطلاحات متفاوت استانداردی حذف میشود:

Das ist schade.

اون خیلی طفلکیه.

Kopfschmerzen haben

سردرد داشتن

Auge um Auge

چشم در مقابل چشم

Es ist Viertel vor/nach zwei.

ساعت یک ربه 2/ یک ربع از 2 گذشته است.

 

5.4 سایر وابستگان پیشین صرفی مثل ein

تعدادی از وابسته های پیشرو هستند که حروف پایانی یکسانی مثل ein میگیرند، برای مثال،  kein (هیچ)، و صفات ملکی mein, dein, sein, ihr, unser, euer و Ihr ، که بیشترشان همانطور که میبینید مثل ein به نظر میرسند.

PI N F M  
meine mein meine mein N
meine mein meine meinen A
meiner meines meiner meines G
meinen meinem meiner  meinem D

 

نمونه ایکه برای این وابسته های پیشرو ارائه شد، ستون چهارمی هم بعنوان ستون جمع دارد که در نمونه ی ein جای نمیگیرد.

 

5.5 ضمائر نامعین که بعنوان وابسته های پیشرو در زبان آلمانی از آنها استفاده شد

وقتیکه اسم های جمع بعد از این ضمائر آمدند: alle(همه)، andere (دیگر)، einige (بعضی)، mehrere (تعدادی)، viele (بسیاری)، verschieden (متنوعی/ متفاوت)، و wenige (کمی)، این ضمائر بعنوان وابسته های پیشرو استفاده میشوند که برای حالت صرف میشوند.

   همه ی شهرها/ شهرهای زیادی

alle/viele Städte N
alle/viele Städte A
aller/vieler Städte G
 allen/vielen Städten D