صفت ها در زبان آلمانی

صفت ها در زبان آلمانی چگونه صرف می شوند؟ تصریف های صرفی یا صرف کلمات در زبان المانی

همانطور که در قسمت پایین مشاهده خواهید کرد یک سیستم مربوط به حروف پایانی صفت ها در زبان آلمانی حاکم است. این شاید بهترین مثال از زبان آلمانی بعنوان یک زبان صرفی باشد. الگوهای زیرنشان میدهند که صفت ها چگونه صرف میشوند و درنتیجه به انها تصریف های صرفی یا صرف کلمات گفته میشود.

صفت ها هم بصورت غیر مستقیم و هم بصورت مستقیم استفاده میشوند. یک صفت خبری، صفتیست که در مقابل یک اسم قرار نمیگیرد (قبل ازاسم نمی ایند)، یعنی بصورت وصفی مانند صفتیکه قبل ازاسم می آید استفاده نمیشود،برای مثال:'His car is red' (ماشین او قرمز است) (یک صفت خبری است)، اما 'his red car' (ماشین قرمزِ او)(یک صفت وصفیست). صفات وصفی تغییرناپذیرند، یعنی حروف پایانی ای نمیگیرند، درنتیجه این بدین صورت خواهد بود: Sein Auto ist rot. اما صفات وصفی باید از نظر جنسیت، تعداد، و حالت با اسمی که قبل از آن می آیند مطابق باشند، پس این بدین صورت است: sein rotes Auto (خنثی، مفرد، nominative). و در اینجا جای دارد به وجه دشوار دیگری از زبان آلمانی اشاره کنیم که باید به ان تسلط یافت.

سه الگو یا سه مجموعه از حروف پایانی صفتی وجود دارند که برای دانستن اینکه دقیقا چه حرف پایانی درستی برای یک صفت وصفیست که در مقابل یک اسم آلمانی قرار میکیرد (قبل از آن می آید)، باید آموخته شوند. اینها عبارتنداز:

1- حروف پایانی ای که بعد از der/die/das استفاده میشوند (به آنها حروف پایانی ضعبف نیز گفته میشود)

2- حروف پایانی ای که بعد از ein/eine/ein استفاده میشوند (به انها حروف پایانی ترکیبی نیز گفته میشود) و

3- حروف پایانی صفتیِ unpreceded (انها جنسیت و حالت اسم را نشان میدهند. ) (به آنها حروف پایانی قوی نیز گفته میشود).

 

قوانین مربوط به صرف در زبان آلمانی

حروف پایانی (ضعیف) در زبان آلمانی - der/die/das

PI N F M  
-en -e -e -e N
-en -e  -e  -en A
-en -en -en -en G
-en -en -en -en D

 

این مجموعه از حروف پایانی صرفا متشکل از –e یا یک –en است. یک دلیل برای این وجود دارد. آنها بعد از der/die/das و سایر وابسته های پیشرو استفاده میشوند(بخش 5.2 را ببینید) که خودشان حروف پایانی یکسانی مانند  der/die/das میگیرند یعنی dieser, jeder, jener, solcher, welcher. از انجاییکه وابسته های پیشرو خودشان حروف پایانی ای دارند که به وضوح جنسیت، تعداد و حالت را نشان میدهند، نیاز چندانی وجود ندارد که صفتی که آنها را دنبال میکند این اطلاعات را تکرار کند و زبان آلمانی اینکار را هم با –e و هم با –en میکند، مثل حالت nominative موجود در

  dieser arme Mann, welche alte Frau, jedes brave Kind

حالت dative موجود در

diesem armen Mann, welcher alten Frau, jedem braven Kind.

Solcher در حالت طبیعی در زبان آلمانی عموما فقط قبل از یک اسم جمع می آید،یعنی solche guten Leute (چه مردم خوبی). (آخرین پاراگراف در قسمت 5.2 را ببینید.)

 

8.1.2 حروف پایانی (ترکیبی) در زبان آلمانی - ein/eine/ein

PI N F M  
-en -es -e -er N
-en -es -e -en A
-en -en -en -en G
-en -en -en -en D

 

این مجموعه از حرف پایانی مانند اولین مجموعه ی حروف پایانی، حداقل در حالت های nominative و accusative کاملا مطلوب نیستند، اما در حالت های دیگر و جمع ها، این حروف پایانی با یکدیگر و آنهایی که در مجموعه ی بالا اعمال شدند، یکسانند. و باز هم این دلیلی دارد. به این جملات نگاه کنید: ein guter Mann و ein gutes Kind و آنها را با der gute Mann و das gute Kind مقایسه کنید. وابسته ی پیشروی ein در اینجا، برخلاف der و das ، تمایزی بین جنسیت ها قائل نمیشود-در اینجا فقط صفت به شما میگوید که جنسیت اسم چیست. اما در حالت های genitive و dative ، مانند وابسته های پیشرو تفاوتی بین حروف پایانی گروه 1و 2 وجود ندارد، هر دوی آنها یعنی der/die/das و  ein/eine/ein نشانگر جنسیت و حالت اند، یعنی

dem/einem guten Mann der/einer guten Frau, dem/einem guten Kind.

حروف پایانی موجود در این الگو بعد از تمام صفات ملکی اعمال میشوند (یعنی mein, dein, sein/ihr/sein, unser, euer, Ihr, ihr قسمت 7.2.1 را ببینید ) و نیز بعد از kein اعمال میشوند. البته بعد از ein نمیتوانید از یک اسم جمع استفاده کنید، اما میتوانید بعد از تمام وابسته های پیشرو در این گروه اینکار را انجام دهید و درنتیجه یک ستون چهارمی نیز در بالا وجود دارد، یعنی keine alten Leute. اسم یک شخص همراه با حالت genitive که به –s ختم میشود و قبل از یک صفت قرار دارد، بعنوان یک صفت اضافی نقش یکسانی را ایفا میکند و درنتیجه این حروف پایانی لازم و ضروری اند، مثل Karls nagelneues Auto (ماشین مارکِ جدیدِ کارل).

خطوط سیاهی که در مجموعه های 1و2 بین حروف پایانی حالت های accusative و genitive ترسیم شده اند، با هدف تاکید بر این نکته اعمال شده اند که زیر این خطوط، که شامل جمع ها میشوند، این دو مجموعه از حروف انتهایی یکسانند. این به مقدار زیادی چیزهایی که آنها را از حفظ کنید  کاهش میدهد. این نکته فقط درمورد nominative و accusative ها صادق است که اگر یک وابسته ی پیشرو قبل از اسم بیاید، باید حواستان را جمع کنید، زیرا در دو حالت دیگر و در حالت های جمع تنها یک نوع حرف پایانی وجود دارد یعنی –en .

این را بخاطر بسپارید: یک اسم آلمانی با یک وابسته ی پیشرو و یک صفت در کنارش فقط میتواند صدای خرخر (ررر!) یا صدای هیس (سسس!) بدهد، یعنی der gute Mann/ein guterMann و das gute Kind/ein gutes Kind..

به بیانی دیگر عباراتی از قبیل  der guter Mann و das gutes Kind ممکن نیستند- این سیستم بسیار اقتصادی تر از اینهاست.

 

8.1.3 حروف پایانی صفتی (قوی) در زبان آلمانی - unpreceded

PI N F M  
-e -es -e -er N
-e -es -e -en A
-er -en -er -en G
-en -em -er -em D

 

 این حروف پایانی دقیقا مانند خود der/die/das هستند. اما این یک دلیل دارد. اینها حروف پایانی ای هستند که هیچ چیز (یعنی هیچ وابسته ی پیشرویی) را قبل از اسم اعمال نمیکنند و درنتیجه برای نشان دادن جنسیت، تعداد و حالت، فقط صفت را دارید، برای مثال teurer Wein, frische Milch, kaltesBier, gute Leute. . گوناگونی کامل حروف پایانی در اینجا نیاز است تا این روابط ضروریِ گرامری را منتقل کند. اما توجه داشته باشید که حروف پایانی مذکر و خنثای genitive   شامل –en است، نه –es ، که اگر این الگو دقیقا مشابه الگوهای der/die/das بود، انتظار داشتید –es حرف پایانی باشد. در الگوی بالا برای تاکید بر این تفاوت آشکار، زیر n های موجود در حروف پایانی –en در حالت genitive ، خط کشیده شده که البته –es هم ممکن است بعنوان حرف پایانی انتظار رود. حروف پایانی –es ، اینجا دیگر استفاده نمیشوند زیرا اسم، حالت را نشان میدهد، چراکه تمام اسم های مذکر و خنثی در حالت مفرد genitive به (e)s ختم میشوند (بخش 4.1 را ببینید)، برای مثال

Anfang nächsten Monats (ابتدای ماه بعد) ، Ende letzten Jahres (آخر ماه بعد). این مثال دیگری از سیستم اقتصادیِ تصریف وصفی است؛ در این مثال دو شناساگر حالت genitive  اضافی درنظر گرفته شده اند.

 

8.1.4 حروف پایانی صفتی بعد از ضمایر نامعین در زبان المانی

Alle (همه)، einige (تعدادی)، mehrere (چندین)، verschiedene (تعدادی)، viele (بسیاری) و wenige (تعداد کمی)، علاوه بر اینکه بعنوان ضمیر بکار برده شوند، میتوانند در کنار اسامی جمع همراه با یک صفت بین آن دو قرار بگیرند. حروف پایانی ایکه باید بعد از alle می آیند، با حروف پایانی جمعِ der/die/das یکسانند و انهایی که باید بعد از بقیه بیایند با حروف پایانی صغت های unpreceded یکسانند، برای مثال

viele gute Leute N alle guten Leute N
viele gute Leute A alle guten Leute  A
vieler guter Leute G aller guten Leute  G
vielen guten Leuten D allen guten Leuten D

 

دلیل این تفاوت در حروف پایانیِ بین alle و سایر ضمایر این است که alle به تعداد مشخصی اشاره دارد و ضمایر دیگر به تعداد نامشخصی.

 

8.1.5 صفات غیرقابل صرف در زبان آلمانی

تعدادی از صفت های رایج وجود دارند که از سایر زبانها قرض گرفته شده اند که نمیتوانند حروف پایانی ایکه در قسمت های 8.1.1 تا 8.1.3 به آنها اشاره شد را بگیرند، برای مثال beige ، lila (ارغوانی)، orange (نارنجی)، purpur (بنفش). این صفت ها میتوانند هم بصورت وصفی و هم بصورت خبری استفاده شوند اما اگر قبل از یک اسم استفاده شوند, عموما در حالت نوشتاری با –farben ترکیب میشوند که میتواند حروف پایانی رایج را بگیرد. برای مثال:

 Ihre Bluse ist lila. Ihre lila/lilafarbene Bluse.

لباس او (مونث) ارغوانیست. لباس ارغوانی او.

 

8.1.5.1 صفت هاییکه پیشوند اسم هستند

در زبان آلمانی تعدا قابل توجهی از اسم های مرکب وجود دارند که در انها صفت قبل از اسم صرف نمیشود اما درواقع به آن می پیوندد زیرا مرکب بعنوان یک مفهوم در نظر گرفته میشود. زمانیکه به آنها برمیخورید، کاری بجز بخاطر سپردن آنها از دستتان برنمی آید، برای مثال  Rotwein نه roter  (شراب قرمز)، Weißbrot نه weißes Brot (نان سفید). بهمین منوال die Fremdsprache (زبان خارجه)، die Privatschule (مدرسه ی خصوصی)، der Blauwal (وال آبی)، der Neubau (ساختمان جدید)، der Nahverkehr (ترافیک محلی)، das Sauerkraut.

گاهی اوقات اولین قسمت از چنین اسم های مرکبی در زبان آلمانی، اسم است اما در زبان انگلیسی صفت است، برای مثال Hauptbahnhof (ایستگاه مرکزی/اصلی)، der Politikwissenschaftler (دانشمند سیاسی)، mein Lieblingsbuch (کتاب مورد علاقه ی من).

 

8.2 شکل تفضیلی صفت ها و قید ها در زبان آلمانی

از آنجاییکه زبان آلمانی بین صفت ها و قید ها در موضع وصفی تمییز قائل نمیشود، هر آنچه که اینجا درباره ی صفت ها گفته شد، به همان اندازه درمورد قید ها صدق میکند.

شکل تفضیلیِ صفت ،یعنی زمانیکه گفته میشود چیزی "بزرگتر" یا "کوچکتر" از چیز دیگری است،در زبان آلمانی مانند انگلیسی ساخته میشود، یعنی با افزودن –er به صفت.

klein > kleiner         کوچک >کوچکتر

billig > billiger     ارزان  > ارزانتر

زمانیکه حرف پایانی er را اضافه میکنیم، مصوت صفت معمولا ادغام میشود، اگر بتواند ادغام شود، یعنی اگر a,o یا u باشد.

warm>wärmer                گرم>گرمتر

groß> größer           بزرگ>بزرگتر

klug> klüger             زرنگ> زرنگ تر

صفت هایی که au دارند هرگز ادغام نمیشوند، مثال:

grau > grauer           خاکستری> خاکستری تر

schlau> schlauer      باهوش > باهوش تر

تعداد قابل توجهی از صفت های اضافی وجود دارند که برخلاف داشتنِ یک مصوت قابل ادغام، ادغام نمیشوند، برای مثال:

 brav, bunt, dunkel, falsch, fl ach, froh, hohl, kahl, klar, knapp,

lahm, morsch, nackt, platt, plump, rasch, roh, rund, sanft, satt,

schlank, stolz, stumm, stumpf, toll, voll, wahr, zahm

درصورتیکه صفت های زیر باشند، استفاده از انها تغییر میکند:

bang, blass, glatt, dumm, fromm, gesund, krumm, nass, schmal,zart

فقط تعداد کمی صفت/قید وجود دارند که شکل تفضیلی بی قاعده ی دارند:

gern >lieber                 دوست داشتن>  ترجیح دادن

gut > besser               خوب> بهتر

hoch > höher             بلند> بلندتر

nah > näher               نزدیک> نزدیکتر

viel >mehr                 زیاد> بیشتر

به قسمت زیر توجه کنید. زمانیکه یک صفت/صید انگلسی بیش از دو سیلاب (هجا) داشته باشد، و گاها حتی اگر فقط دو سیلاب داشته باشد،ترجیح میدهیم شکل تفضیلی آن را بجای اضافه کردن –er ،بوسیله ی 'more' (بیشتر) بسازیم؛ هر چند ، هرچقدر هم یک کلمه در زبان آلمانی بلند باشد، به آخر آن –er اضافه میکنیم.

 interessant > interessanter        جالب > جالب تر

oft > öfter       اغلب      > بیشتر اوقات

صفت هایی که به –e ختم میشوند، فقط –r اضافه میکنند:

müde > müder                خسته> خسته تر

صفت هایی که به –el و –er بدون مد (استرس) ختم میشوند، وقتیکه حرف پایانی –erرا اضافه میکنند، آن e حذف میشود،برای مثال

dunkel > dunkler                  تاریک> تاریکتر

teuer > teurer                       گران> گران تر

8.2.1 ساختارهای رایجی که شکل های تفضیلی را ترکیب میکنند

ما groß ،به معنی "بزرگ" یا "بلند"، را برای نشان دادن  اینکه چگونه عبارات زیر که دو چیز را مقایسه میکنند در نظر میگیریم- میتوانید هر صفت یا قیدی را عنوان کنید.

Er ist (genau) so groß wie ich.

He is (just) as tall as I/me.

او (دقیقا) هم قد من است. 

Er ist nicht so groß wie ich.

He is not as tall as I/me.

او هم قد من نیست.  

Er ist größer als ich.

He is taller than I/me.

او از من قدبلندتر است. 

Er wird immer größer.

او داره قدبلند و قدبلندتر میشه.

در انگلیسی محاوره ای، ما اغلب از یک ضمیر مفعولی (یعنی me) در عباراتی نظیر اینها استفاده میکنیم، درحالیکه گرامر رسمی نیازمند یک ضمیر فاعلی (یعنی I) است. چنین چیز درهم و برهمی در زبان آلمانی وجود ندارد، درجاییکه ich ظاهرا ادغام ich bin باشد و درنتیجه فقط یک ضمیرفاعلی ممکن است.

زمانیکه je … desto (the … the)  ، در یک جمله ی کامل استفاده میشود، مانند مثال دوم در قسمت پایین، توجه کنید که اولین عبارت ترتیب واژه ها بصورت تابعی است (یعنی فعل در آخر آن عبارت قرار گرفته) و و عبارت دوم دستخوش وارونه سازی فاعل و فعل قرار میگیرد.

je größer desto besser

هرچقدر قدبلندتر همونقدر بهتر

Je reicher er wird, desto geiziger wird er.

او هرچقدر پولدارتر میشود، خسیس تر میشود.

 

8.3 صفت عالی در زبان المانی

صفت عالی از طریق اضافه کردن –st ساخته میشود، در زبان انگلیسی نیز اینگونه ساخته میشود، و هرجا که مناسب بود مصوت پیشین ادغام میشود، مثل:

 billig > der/die/das billigste      ارزان       > ارزان تر

gesund > die/die/das gesündeste            سالم> سالم ترین

groß > der/die/das größte            بزرگ> بزرگترین

klein > der/die/das kleinste             کوچک> کوچکترین

صفاتیکه به –d, -t یا هر صدای s (یعنی –s, -ss, -ß, -sch, -z) ختم میشوند، یک e را قبل از اضافه کردن –st اعمال میکنند.

hübsch > Elke ist das hübscheste Mädchen in der Klasse.

زیبا > الک زیباترین دختر در کلاس است.

همین حالت برای صفتِ neu (جدید) اتفاق میفتد، یعنیneuesten neueste/am.

در زبان انگلیسی صفت هایی که بیش از دو سیلاب دارند به جای اینکه به '-est- ختم شوند، از 'most' (بیشترین) استفاده میکنند، اما این حالت درمورد زبان آلمانی صدق نمیکند و –st میتواند به یک صفت اضافه شود، هر چقدر که میخواهد سیلاب داشته باشد، برای مثال:

 langweilig > der langweiligste Film

خسته کننده > خسته کننده ترین فیلم

interessant > das interessanteste Buch

جالب> جالب ترین کتاب

8.3.2 قید عالی در زبان آلمانی

قید عالی با صفت عالی که در قسمت بالا توضیح داده شد، فرق دارد. آن به شکل زیر ساخته میشود:

langsam > am langsamsten          آرام> آرام ترین

schnell > am schnellsten               سریع> سریع ترین

چندین قید عالیِ بی قاعده وجود دارند، مثل:

gern >am liebsten                       دوست داشتن> بیشتر از همه دوست داشتن

hoch > am höchsten                    بلند> بلنندترین

nah > am nächsten                       نزدیک> نزدیک ترین

viel > am moisten                           زیاد>بیشتر از همه 

اینها به عملا به این روش استفاده میشوند:

Er ist am schnellsten/langsamsten gelaufen.

او سریعتر از همه میدود/ آرامتر از همه.

Wer ist am höchsten gesprungen?

چه کسی بلندتر از همه پرید؟

گاهی اوقات تعیین اینکه یک شکل عالی در انگلیسی، صفت عالیست یا قید عالی، میتواند دشوار باشد. تست بر آن است که از خودتان بپرسید آیا 'the' قبل از شکل عالی میتواند حذف شود و هنوز هم درست باشد،که در این با قید عالی سروکار دارید و درنتیجه شکل am …-sten نیاز است؛ اگر نتواند حذف شود، شما با صفت عالی سروکار دارید و یک شکلِ der/die/das …-ste نیازمند است.

Wer hat am besten gesungen? /Wer war am besten?

کسی بهنتر از همه آواز خواند؟ / چه کسی بهتر از همه بود؟ چه

Wer war der beste (Sänger)?

چه کسی بهترین (خواننده) بود؟

اگرچه تشخیص این تفاوت در زبان انگلیسی نیاز به فوت و فن دارد، زبان آلمانی یک روش ساده پیشنهاد میکند. شکل

 am …-sten ، بطور بسیار رایج بعنوان صفت عالی و نیز قید عالی استفاده میشود، و درنتیجه اگر به شکل am …-sten بربخورید، تمایز قائل شدن به ندرت ضرورت می یابد.

Wer war der beste/schnellste/klügste? یا

Wer war am besten/schnellsten/klügsten?

چه کسی بهترین/سریع ترین/زرنگ ترین بود؟

در شکل هایی مانند der beste/ schnellste/klügste ، برخلاف این حقیقت که به نظر می آید صفت مثل یک اسم عمل میکند ،با حرف بزرگ نوشته نمیشود؛ اینجا احساس میشود که به اسم دلالت دارد.

 

8.4 صفات خبری که بعدشان یک مفعول حرف اضافه ای می آید

مانند زبان انگلیسی، صفت های بسیار زیادی وجود دارند که بصورت وصفی استفاده میشوند که بعد از آنها حرف اضافه ی ثابتی می آید، ، اما این حروف اضافه عموما با حروف اضافه ای که در انگلیسی استفاده میشوند تفاوت دارند و درنتیجه این ها را باید یکی یکی آموخت. صفت میتواند هم قبل از اسم بیاید و هم بعد از اسم، اگرچه معمول تر است که قبل از اسم بیاید، اما تقریبا همیشه بعد از یک ضمیر می آید، برای مثال:

  Der Iran ist sehr reich an öl.

ایران بسیار غنی از نفت است.

در لیست زیر حالت گرامری موردنیاز همراه با حروف اضافه ی دوطرفه داده شده اما باید توجه داشت که auf و über که پیرو چنین صفت هایی هستند، همواره تابع accusative هستند و هرگز تابع dative ها نیستند.

 abhängig von            وابسته به

allergisch gegen            داشتن حساسیت به

anders als (یک قید)               متفاوت از

arm an (_ dat.)            فقیر در (منابع معدنی)

aufgeregt über (_ acc.)           هیجان زده از 

aufmerksam auf (_ acc.)         آگاه از

bedeckt mit               پوشیده در/با

begeistert von/über (_ acc.)      مشتاق درباره ی

bekannt wegen         شناخته شده برای

bereit zu             آماده برای

berühmt um             مشهوربرای

besessen von             مشغول با

besorgt um               نگران/آشفته درباره ی

bewusst (_ gen.)           آگاه از

böse auf (_ acc.)             عصبانی از

charakteristisch für            ویژگیِ

dankbar für        ممنون برای

durstig nach          تشنه ی (چیزی)

eifersüchtig auf (_ acc.)           حسودی به

empfi ndlich gegen         حساس به

empört über (_ acc.)           ناراحت از

enttäuscht von           ناامید به/ از چیزی

erstaunt über (_ acc.)          شگفت زده از

fähig zu             لایقِ (چیزی بودن)

freundlich zu          نسبت به (کسی) مهربان بودن

gespannt auf (_ acc.)          کنجکاو درباره ی

gewöhnt an (_ acc.)       عادت به

gierig nach               طمع به

glücklich über (_ acc.)           خوشحال از

gut in (_ dat.)           در (مثلا زبان) خوب بودن/مهارت داشتن

gut zu             خوشحال از

hungrig nach              گرسنه ی چیزی

interessiert an (_ dat.)          علاقه مند به

neidisch auf (_ acc.)         رشک بر

neugierig auf (_ acc.)            کنجکاو درباره ی

optimistisch über (_ acc.)        خوش بین به

parallel mit        برابر با

pessimistisch über (_ acc.)         بدبین به

reich an (_ dat.)          غنی از (منابع معدنی)

schlecht in (_ dat.)          بد بودن در (مثلا زبان)/نداشتن مهارت

schuldig (_ gen.)              محکوم به/ گناهکارِ

schwach in (_ dat.)     ضعیف در (ریاضیات)

sicher vor (_ acc.)              در امان از

stolz auf (_ acc.)             مفتخر به

traurig über (_ acc.)          ناراحت از

typisch für            عادتِ

überzeugt von            ملزم به

umgeben von             احاطه شده با

unabhängig von          مستقل از

verantwortlich für          مسئولِ (چیزی)

verglichen mit               در مقایسه با

verheiratet mit             ازدواج با

verliebt in (_ acc.)          عاشقِ (کسی بودن)

verwandt mit              مربوط به

voll (mit)          پر از

wütend auf (_ acc.)           خشمناک از

zufrieden mit            راضی/خشنود از